قدس و بيت المقدس رمز هویت و وحدت ادیان یکتاپرست و الهی

 بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را که به آنها گفته شد: «در اين شهر [بيت المقدّس ] ساکن شويد، و از هر جا (و به هر کيفيت) بخواهيد، از آن بخوريد (و بهره گيريد)! و بگوييد: خداوندا! گناهان ما را بريز! و از درِ (بيت المقدس) با تواضع وارد شويد! که اگر چنين کنيد، گناهان شما را مى‏بخشم؛ و نيکوکاران را پاداش بيشتر خواهيم داد.» (سوره اعراف ايه 161)

 و اما باز قدس و بیت المقدس و فلسطین،

قدس، مقدس، تقدیس، قداست واژه هایی هستند که بشریت را در طول تاریخ همراهی کرده اند و همواره انسان توجه خاصي به امور قدسي داشته است و به ديده احترام به این امور نگريسته است، خواه اين تقديس شده ها از نوع كلمات، اماکن، اشيا و يا افراد بوده باشند. متصف بودن به صفت قدسی كافي است تا بشر را به احترام و توجه خاص به امري وادار نمايد. در ذهن انسان خداگونه و مذهبی خلق شده توسط خالق، امور مقدس همواره دغدغه بوده و خواهند بود، زیرا امور قدسی انسان را به اصل خویشتنش دلالت می دهند و یاد اور آمدنگاه و شدن گاهش می باشد. امور مقدس همواره برای بشریت همچون وسیله ای برای گم نکردن راه و نشانه هایی در مسیر راهش بوده اند، لذاست که او احساس می کند باید این امور را حفظ کند تا راهش به سمت تعالی و سعادت گم نشود. اینجاست که تلاش بشر با هر مذهبی برای حفظ اماکن، کلمات و امور قدسی معنی می یابد و او گاها با هزینه های گزاف سعی در حفظ ان دارد و حتی حاضر است زندگی خود را که بالاترین سرمایه اش می باشد در راه حفظ ان فدا نمايد.

این که این امر منطقی است یا خیر، خود بحث دیگری است، ولی این چیزی است که با هر کیفیتی که دارد هم اکنون در بین بشر در سطوح مختلف تمدنی ساری و جاری است. بعضی می گویند این منطقی نیست و این خاص جوامع عقب مانده تمدنی است و در جوامع پیشرفته و در تمدن جدید این امور جایگاهی ندارد، ولی درست نبودن این نظر انجا مشخص می شود که امریکا بعنوان مشهور ترین طلیعه دار به اصطلاح تمدن فعلی که خود را سردمدار تمدن جدید می داند، خود گرفتار همین امور هست، با این تفاوت که در این کشور مردم امور خود را به صورت نیابتی به دولت سپرده اند و دولت امریکا کارهایی که مردم امریکا باید انجام دهند و می خواهند که انجام شود را به نیابت از انان انجام میدهد، لذا گفته می شود همگام با جامعه امريكا، دولت امریکا نيز به عنوان مذهبی ترین دولت ها در جهان غرب مي باشد و انان در این امور انقدر پیش رفتند که بوش رییس جمهور قبلی امریکا هنگامی که می خواست جنگ های جدید خود در خاور میانه (يعني عراق و افغانستان) اغاز نماید به ناگاه از جنگ های صلیبی یاد کرد، البته او حرف خود را پس گرفت، ولی دیگر کار از کار گذشته بود و وی مکنونات قلبی خود را بیرون ریخته بود و انکار امور قلبی کاری نیست که بتوان از ان فرار کرد. لذا در تمدن امریکایی نیز امور قدسي هنوز جايگاه خود را دارد با اين تفاوت كه تنها اجرای ان به صورت وکالتی در دست دولت است که به نیابت از انتخاب شوندگان خود بعضا در این خصوص انجام وظیفه می کند و مردم امريكا قاعدتا به اين امر رضایت دارند.

 خلاصه این که حفظ امور قدسی در قرن بیست و یکم از سوي كساني كه حتي از کثرت گرایی (پلورالیسم) و ازادی (لیبرالیسم) سخن می گویند نيز به شدت دنبال مي شود و به نوع وحشت انگیزی خلاف شعارهای فوق، امور قدسي و مذهبي خاصی در راس اهداف انان (چه باطل تصور شود و يا حق) قرار دارد، نمونه دیگر این حمایت امریکایی ها از جنبش  رادیکالیسم و بنیادگرای صهیونیسم و تمامیت خواهانی است که یک ملت را به نام مذهب نابود و سعی دارند خود را جایگزین انها نمایند و لذا متجددین نيز از توجه افراطی به امور قدسی به زعم خود مستثني نيستند و انچه در بین نحله های قدیمی مذهبی به صورت خاصی بوده، امروزه به صورت جدید ان در بين به اصطلاح متمدنين جديد نيز در جریان است ولي تنها رنگ و شعار دیگری به خود گرفته است، اين در حالي است كه همان اهداف دوره قبل از تجدد را دنبال می کند. لذا از این امور که بگذریم توجه به امور قدسی و مقدس امری است که نه به امروز بلکه به ادوار تاریخ تعلق دارد و این امری ادامه دار خواهد بود، زیرا قسمتی از هویت بشر در ان نهفته است و بشر برای بازیابی هویت خود به ان احساس نیاز دارد.

و اما این مقدمه را گفتم که بگویم که قدس و بيت المقدس یک موضوعی نیست که گذشت زمان بتواند به توجه به ان پایان دهد زیرا قدس و بیت المقدس (که در متون مسیحیت و یهودیت از ان به اورشلیم یاد شده است)، موضوعی نیست که بتوان ان را به موضوعی فراموش شده تبديل كرد و  یا به زور وارد امور فراموش شده نمود، انچه که اکنون اسراییلی ها به دنبال ان هستند تا موضوع را شامل مرور زمان کنند و بخشی از بشریت را از هویت خود جدا سازند. شاید انان موفق شوند که در بستر زمان تا حدودی ان را از راس امور مورد توجه در حال حاضر خارج کنند، لیکن این موضوع فراموش شدنی نیست زیرا هر لحظه که بشر به هویت خود فکر کند، قسمتی از هویت خود را در سرزمین مقدس فلسطین و بیت المقدس جستجو خواهد کرد و باز روز از نو و روزی از نو خواهد بود و تبعات ان دامنگیر انان خواهد شد.

در طول تاریخ قدس و بیت المقدس، بارها این مکان مقدس بین مذاهب عمده الهی دست به دست شده است، لیکن هیچ گاه شکست خوردگان این صحنه نتوانستند انرا از حافظه خود خارج کنند، و با قدرت گیری مجدد ان را پس گرفته اند و بدين ترتيب این مکان بارها و بارها بین پیروان ادیان گوناگون دست به دست شده است و با این روند جاری دست به دست شدن هايي را هم در اينده به خود خواهد ديد.

ولی سوال این جاست که توجه خاص به این نقطه خاص از چه جهت است که سه دین اصلی و با منشا الهی را این چنین به ان شیفته می کند؟ در قدس و بیت المقدس چه سری از اسرار خداوندی و الهی نهفته است که این چنین دلها را به خود جلب می کند؟ پاسخ اين است كه این خود از اسرار خداوندی است. اما انچه ما می فهمیم این که قدس محل نزول وحی برای سال های سال بوده و پیام اوران الهی به تعداد بی شماری در ان مبعوث شده، زیسته و یا به تقدیس ان پرداخته اند و یا در پای دیوار های ان مدفون شده اند و حریم حرمش را باید محل عروج بسیاری از انان دانست. انگار در این شهر راه اسمان و زمین بسیار کوتاه می شود که این همه منجی را خداوند از این نقطه برای زمینیان ارسال نمود. راه های اسمان و زمین در این نقطه انقدر کوتاه است که حتي معراج نبی مکرم اسلام صلي الله عليه و اله نیز از این نقطه به اسمان صورت می گیرد و اين خود رمزي است بين اسلام و و بيت المقدس و پیامبر اكرم (ص) و خداوند، طبق ایه شریفه اول سوره اسرا كه خداوند نيز در قران به ان تاكيد دارد، زماني كه خداوند خواست ايات خود را به پيام اور خود نشان دهد ابتدا پيامبر اسلام (ص) را به بیت المقدس برده و از انجا به اسمان عروج می دهد تا به سير ايات الهي بپردازد.

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ

پاک و منزّه است خدايى که بنده‏اش (حضرت محمد ص) را در يک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى -که گرداگردش را پر برکت ساخته‏ايم- برد، تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم؛ چرا که او شنوا و بيناست.  (سوره الاسراء  ايه اول)

پس این شهر مقدس و حرم الهی را سری است که مذهب و شاخه ای از انرا نمی شناسد و اسلام با این که سال های سال بعد از حضرت سلیمان (ع)، داوود (ع)، موسی (ع) و عیسی (ع) و هزاران پيامبر جليل القدر ديگر كه منتسب به منطقه قدس مي باشند، امده بود و اخرین دین الهی نيز بود، باز با قدس و بيت المقدس از همان ابتدا ارتباط مي يابد و انهم از سوي خود خداوند و خداوند قبله مومنین جدید به دین جدید را بیت المقدس قرار داد و شايد اگر شماتت یهود و نصاری در زمان پیامبر (ص) نبود که می گفتند "اگر شما مسلمانان راست می گویید چرا به قبله ما نماز می گذارید"، شايد قبله اسلام از بیت المقدس به کعبه تغییر نمی کرد و اکنون مسلمانان نیز به سمت بیت المقدس نماز می گذاردند، همچنان كه در سال هاي اوليه به سوي بيت المقدس نماز مي خواندند.

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ

نگاه‏هاى انتظارآميز تو (رسول گرامي اسلام ص)را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مى‏بينيم! اکنون تو را به سوى قبله‏اى که از آن خشنود باشى، باز مى‏گردانيم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام کن! و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد! و کسانى که کتاب آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مى‏دانند اين فرمانِ حقى است که از ناحيه پروردگارشان صادر شده؛ (و در کتابهاى خود خوانده‏اند که پيغمبر اسلام، به سوى دو قبله، نماز مى‏خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفى داشتن اين آيات) غافل نيست!       (سوره بقره ايه 144)

 انچه از تاریخ انبیا (ع) دیده می شود و می توان فهمید این که توجه و احترام به قدس و بیت المقدس در این ادیان موج می زند و این سری است که خداوند در این نقطه از زمین نهاده است و ان را به نقطه اشتراک بین ادیان تبدیل کرده است و تقدیس بیت المقدس یکی از وجوه اشتراک بین یهود، مسیحیان و مسلمانان تبدیل شده است و حریم این حرم الهی را خواصی است که دل همه یکتاپرستان عالم را در ادوار تاریخ بشر به سمت خود مانند مغناطیسی قوی کشیده و جلب كرده و می کند.

پس مي توان نتيجه گرفته که با توجه به موارد پیش گفته کسی را یارای ان نیست که این مکان را كاملا از ان خود کند و دیگران را از ان محروم نماید زیرا این میراث پیام اوران متعدد الهی و متعلق به تمامی ادیان الهی است و هر یک از انها بخشي از هویت خود را در ان مکان جستجو می کنند و بدون ان بخشی از هویت خود را از دست می دهند. معتقدین به زبور و پیروان داوود (ع) و یا پیروان حضرت سلیمان نبی (ع) و توراتيان و پیروان موسی (ع) که قدس را از ان خود می دانند و انجيليان و يا پیروان عیسی (ع) که انان نیز زادگاه و محل شروع دین خود را حریم قدسی بیت المقدس می دانند و مسلمانان که به همه این انبیا (ع) اعتقاد دارند و اخرین کسانی بودند که بیش از هزار سال بر این سرزمین حکمرانی کرده اند و در کنار دیگر ادیان الهی از ساکنان حریم این حرم بوده و می باشند، همه و همه در این خواستگاه انبیا الهی سهمی برای خود احساس می کنند و هویت دینی خود را در ان جستجو می نمایند.

انچه که به طور خلاصه می توان نتیجه گرفت این است که قدس و بیت المقدس به کسی تعلق ندارد و به همه پیروان ادیان الهی تعلق دارد و می توان گفت که شاید بهتر باشد بعنوان راه حل دایم براي حل مشكل اختلاف اديان بر سر این حريم مقدس، بيت المقدس شهري بین المللی اعلام شود و توسط تمامی ادیان الهی به صورت مشترک اداره و حفظ شود و بعنوان یکي از وجوه اشتراک بین المللی ادیان یکتا پرست الهی تلقي گردد و در ید قدرت یک دین خاص قرار نگیرد و هر یک از ادیان الهی در اماکن مذهبی خود در این شهر عبادت خود را به جای اورند زیرا همانگونه كه گفته شد تمامی ادیان الهي در ان سهمي دارند و بخشي از هویت خود را در ان جستجو می کنند. قدس و بیت المقدس می تواند سمبل وحدت، دوستی و یکپارچگی تمامی ادیان الهی شود و اگر تمامیت خواهی سردمداران مذاهب الهی اجازه دهد، می تواند همان نقشی را داشته باشد که مكه با کعبه شريفش اکنون در بین تمامی مسلمانان دارد و شاخه ها و نحله هاي اسلامی در موسم حج در کنار هم با محوریت الله تعالي و روسولش (حضرت محمد (ص)) در ان جمع می شوند و برادری و دوستی خود را به نمایش می گذارند، حال شما تصور کنید که روزی بیت المقدس محل تجمع پیروان تمام ادیان الهی شود و حول محور خداوند باري تعالي انان در این شهر تجمع نمایند و دوستی و برادری خود را بعنوان ابنا بشر به نمایش گذارند. ایا بعد از ان کسی را یارای به راه انداختن جنگ های مذهبی خواهد بود؟

این طرح در مورد حریم حرم بیت المقدس به نظر من می تواند راه حل دایم باشد، اما در کنار موضوع قدس و بیت المقدس که در بالا به ان اشاره کردم و راه حل برون رفت طولانی مدت ان را نیز ارایه نمودم، موضوع فلسطین و فلسطینیان قرار دارد، کشوری که تمامیت ان تا قبل از 1948 (پیدایش اسراییل) به صورت بین المللی "فلسطین" نامیده می شد و در سال های بعد از جنگ جهانی دوم به ناگهان با یک زد و بند بین المللی بین دول پیروز، به "اسراییل" نام گذاري شد و با این تغییر نام، سعی شد حتی ساکنان ان و مالکان ان را نیز تغییر داده شوند و این روند تغییر که ان را می توان  شصت سال جنایت و نسل کشی نامید، همچنان ادامه دارد.

اکنون بیش از شصت سال است که روند تغییر در فلسطین ادامه دارد و ملتی از بین می رود و جمعیتی دیگر ملت سازی شده و جایگزین انان می شود، ولی به علت عمق و وسعت پروژه، یعنی به یکباره نیست کردن یک ملت و جایگزین ساختن ملتی دیگر به جای ان، علیرغم شدت عمل و زيادي حاميان صهیونیسم هنوز اين فرايند پایان نیافته و به نظر من پایانی برای ان نخواهد بود، زیرا ملت فلسطین همچون پولاد در مقابل این روند مقاومت می کنند.

و البته به این سطح از مقاومت و امید باید احسنت گفت. براستی چقدر استقامت این ملت ستودنی و قابل توجه است. زيرا اين ملت سال های سال است كه در مقابل تمامی جهان که یا رای به نابودی انان داده و یا به سکوت از کنار رنج و مشقت انان گذشته است، ایستاده و خواهان بقای خود در نظام جهانی بعنوان یک هویت مستقل و بعنوان فلسطيني می باشند و بر اين امر اصرار دارند. نابودي كه تمامی زورمداران دنیا از امریکا تا شوروی سابق و اروپا براي فلسطين و فلسطيني به ان رضایت داده و به دنبال ان بوده و هستند، تا كنون محقق نشده است چون در ان سوی دیگر ماجرا ملت کوچکی یک کلام ایستاده که این امر نباید تحقق یابد. استقامت فلسطینیان را باید نمونه بارز هویت خواهی یک ملت شکست خورده دانست که امید خود را از دست نداده اند و قصد دارند شکست های خود را با استقامت و صبر به پیروزی تبدیل کنند و البته افق هاي پيروزي نسبي انان را از هم اكنون مي توان ديد اگر چه تا نيل به مقصود با همين روند راه زيادي در پيش است. انان در تمامی عرصه های نظامی و سیاسی شکست هایی را متحمل شدند که هر کدام کافی بود که یک ملت بی ریشه را صفحه روزگار محو کند و همچون اقوام نابود شده تاريخ كه كم هم نيستند، به تاریخ ملحق نمايد، لیکن اراده فولادین انان می رود که بعد گذشت سال ها دیگران را مجبور به قبول انان به عنوان هویتی موجود و واقعیتی از یاد نرفتنی کند و به بدخواهان، انان را تحمیل نمايد. از این لحاظ باید به فلسطینیان مدال استقامت داد.

از انجا که فلسطینیان یک ملت با ریشه و فرهنگ هستند مصایب روزگار نتوانسته است انان را به زانو در اورد و بدن های انان در مقابل اهن خصم همچنان مقاومت می کند. در خصوص فلسطین باید گفت که دنیا در مقابل یک نسل کشی توسط اسراییلی ها قرار دارد و نظاره گر تصرف اراضی و نابود کردن تدریجی یک ملت است و با بی رحمي كامل شاهد این امر بوده و می باشد کاری که نزدیک به یک قرن است ادامه دارد و امروز این ملت را از تمامی خاک خود عقب رانده و در درصد بسیار بسیار ناچيزي از سرزمین خود به صورت متراکم تجمع داده اند، که کرانه غربی رود اردن و غزه و اریحا نام دارد، اما باز هم دست بردار نبوده و این زندان های بزرگ را با گلوله و بمباران هر روزه مورد حمله قرار می دهند، لذا در خصوص موضوع فلسطین جای تامل جدی وجود دارد و قاعدتا باید سرزمین های اشغالی به صاحبان ان باز گردانده شود و نظام بین الملل باید چاره ای برای تحقق ان بجوید.

در این راه هم فرد فرد بشر، سازمان های غیر دولتی، سازمان های بین المللی و هم دول جهان هر کدام در سطح خود باید به وظیفه انسانی و قانوني خود عمل کنند و صهیونیسم زیاده خواه و متجاوز را سرکوب نمایند. کشورگشایان صهیونیست قرن بیستم و بیست و یکم اکنون با بیرحمانه ترین روش ها، همچون مغول ها و هون ها به توسعه قلمرو مشغولند و در اين حالت دستی باید که انان را به مدار انسانیت بازگرداند و وحشیگری های قرون اولیه بشر را که در قرون جدید در حال تکرار است، متوقف نماید و در این راه بشریت باید احساس مسولیت کند و هر یک در جایگاه خود و در حد توان اقدام  کند. در این خصوص اگر چه مسلمانان را وظیفه مضاعف است، لیکن تمامی بشریت مسولند و باید به مسولیت خود عمل نماید.

امام خمینی (رحمه الله علیه) که از سردمداران آزادیخواهی و کمک به مستضعفین جهان در قرن بیستم بودند در این راستا به خوبی این رمز هویت جویی و شاخص معنویت را در موضوع قدس و بیت المقدس درک کردند و اين موضوع را به ماه رمضان كه از تقديس شده ترين ماه ها و از ايام الله است گره زده و جمعه اخر ماه رمضان (که نماد معنویت این موضوع است) را بعنوان روز قدس اعلام کردند و از تمامی مسلمانان و ازادی خواهان خواستند که در مقابل این ظلم اشکار و اشغال به ناحق حقوق ملت مستضعف فلسطین اعتراض نمایند.

به امید روزی که هیچ فردی را یارای راندن فردی دیگر از خانه و کاشانه اش نباشد و بشر به حدی از رشد برسد که میراث هویت جمعی را از ان خود نداند و ان را با توجه به شمولیت جمعی، از ان دیگران نیز دانسته و حقوق دیگران را نیز برای ان به رسمیت بشناسد و البته این به نفع متجاوز هم خواهد بود زیرا این قانون طبیعت و امر مقرر خداوند است که حق دیر یا زود به صاحب حق باز خواهد گشت و تلاش متجاوزان برای دست یابی به حقوق دیگران بی ثمر و ناپایدار است و این وعده الهی است که روزی حق به حق دار خواهد رسید. دهلي نو - 6 سپتامبر 2009 

به نام خدای شهیدان

قسم به اسبانی که نفسشان (در جهاد) به شماره افتاد (1) و در تاختن از سم ستوران برسنگ اتش افروختند (2) و صبحگاه انان را به غارت گرفتند (3) و گرد و غبار بر انگیختند (4) و سپاه دشمن را تماما در میان گرفتند (5) (سوره عادیات)

خدا در ایه های یک الی پنج سوره مبارکه عادیات به هنگامه های خلق شده توسط جهادگران به بحبوحه های نبرد قسم یاد می کند، این صحنه ها انقدر وجد اور است که خداوند که خالق همه زیبایی های وجد اور معنوی است، خود به وجد امده، به ان لحظه های پر شور خون و شهادت و به ان صحنه هایی سرنوشت ساز قسم یاد می کند. و ان نه چکاچک شمشیرها بلکه به جرقه هایی که از سم اسبان رزمجویان به هنگام برخورد با سنگ ها افروخته می شود و یا غباریکه از جدال بر می خیزد و یا انگاه که دشمن در صحنه استیصال در میان رزمندگان به محاصره افتاده است.

جنگ تحمیلی هشت ساله نبرد مقدسی بود بین حق و باطل، بین مورد تجاوز قرار گرفته و تجاوزگر، بین رزمندگان متخلق به اخلاق الله و بعثیان از دین و اخلاق و انسانیت دور افتاده، نبردی بودن بین معتقدین به خلق محمدی ص و مسلمانان به جاهلیت برگشته، لذا صحنه های این جنگ نیز بعد از سالها که از نبرد های بین اسلام و الحاد می گذشت یاد اور دوباره صحنه های بود که سوره والعادیات در شان ان نازل شده بود. انان که این صحنه ها را از نزدیک دیده اند به راحتی می توانند شهادت دهند که شباهت های این نبردها  با نبردهای نبی مکرم اسلام (ص) و سپاهیان کفر در مدینه تفاوت زیادی نداشت. اگر کفار مکه و اهل کتاب در مقابل پیامبر (ص) با تمام توان در جنگ احزاب ایستادند در این جنگ نیز تمام جاهلیت عرب و نیروهای یهود و نصاری در مقابل رزمندگان اسلام مالا و جانا ایستادند ولی چون ان روز امام خمینی (ره) و مردم شریف ایران ایستادند، نتیجه ایستادگی جز پیروزی نبود، و خداوند نیز نمی خواست اجر این ایستادگی را ضایع نماید و در اخر کار پیروزی از ان ما شد و امروز به برکت ان جهاد است که وجبی از خاک کشور در دست دشمن نیست و دست متجاوز از سر کشورمان کوتاه است و الا ان دشمن، دشمنی نبود که جز زبان زور زبان دیگری را بفهمد و اگر خشم و خروش امام خمینی (ره) و مردم ایران نبود اکنون مثل بسیاری از ما باید شاهد جدا شدن قسمت هایی از خاک خود به دست اعراب متجاوز بعثی و جاهلیت عرب باید می بودیم و کاری هم از دست مان بر نمی امد. همانگونه که سوریه سالهاست شاهد اشغال بلندی های جولان به دست اسراییلی ها هست و کاری از مجامع بین المللی و یا کشورهای عربی بر نمی اید و اسراییل کما کان به اشغال این سرزمین های اسلامی ادامه میدهد. و همانگونه که بحرین را ایران جدا کردند و یا قسمت های شمالی کشورمان که هم اکنون در خاک جمهوری اذربایجان، کرجستان و ارمنستان قرار دارد و این مناطق به تازگی از خاک ایران جدا شده اند.

اری اگر شهادت و ایثار فرزندان این ملت نبود امروز سرنوشت ما معلوم نبود. اری این کشور ، استقلال و تمامیت ارضی خود را مرهون شهادت و ایثار فرزندان این ملت است.       دهلی نو 17 اگوست 2009 

شهادت می دهم که

خداوندا به یکتایی ات شهادت می دهم و ایمان دارم که موجودی را در هستی نمی توان یافت که در خصوصیتی توان ایستادن در کنار تو را داشته باشد؛ و تو را همتایی نیست. تو در تمامی خصوصیاتت نمونه ای همچون خودت نداری و یکتایی ای خالق هستی. خداوندا شهادت می دهم که این جهان را قیامت و معادی قرار داده ای تا همه در پیشگاه تو حاضر شده و پاسخ رفتار و افکار خود را در این دنیا دریافت کنند و شهادت می دهم که برای ما راهنمایان متعددی از میان خود ما بر انگیخته ای که ما را به صراط حق و به سوی هدایت و سعادت رهنمون نمایند و نشانه های حق بر زمین همیشه حاضر خواهند بود و حجت را بر ما تمام خواهند کرد. خداوندا در مهر مهربانترینی، در شکوه با شکوه ترینی، در عظمت عظیم ترینی، در قدرت قدرتمند ترینی، در صفا با صفا ترینی، در عطوفت عطوف ترینی، در بزرگی بزرگ ترینی ، در علم عالم ترینی، در عدالت عادل ترینی، در خلق خالق ترینی، در جنگ جنگجو ترینی، در مکر مکار ترینی، در رحمت رحیم ترینی، در عقل عاقل ترینی،  در عشق عاشق ترینی و... خداوندا فقط تو را می پرستم و از تو مدد می جویم. ایا به غیر تو مدکاری می توان یافت، البته که نه خداوندا از محدوده خداییت مفری نیست و چگونه می توان تصور فرار مخلوق را از خالق کردن. اری تویی که تکیه گاه بی پناهانی. تکیه گاهی بی بدیل و برای تمامی فصول. خداوندا در هنگامه ها تنها تو هستی که انسان به او می رسد و ناخوداگاه متوجه ات می شود حتی اگر تا قبل از ان در غفلت بوده باشد. این نشان می دهد که در هنگامه ها شاید انسان به اصالت خود بازگشت می کند. هر کسی کو دور ماند از اصل خویش    بازجوید روزگار وصل خویش. خداوندا تو نیاز به تصدیق ما نداری، ولی اگر بتوانیم به مرحله ای برسیم که توان معرفتی تصدیق تو را داشته باشیم انوقت می توانیم ادعا کنیم که در مرحله ای از معرفت را طی کرده ایم و این موجب فخر ما خواهد بود. پس خداوندا توفیق شهادتین را به ما عطا بفرما که فخری بالاتر از معرفت وحدانیت تو وجود ندارد و چون شهادت به وحدانیت تو اید دیگر مراحل فرعی خواهد بود و به دنبال ان خواهد امد. خداوندا از مکر روزگار و از پیچیدگی بشر به تو پناه می برم و شهادت می دهم دوای درد تمامی الام بشر تویی و تنها تو هستی می توانی در کلاف مکر ماکران و دنیاییان نور هدایت باشی و در هنگامه های کلاف سردرگم مکر دنیا مداران تلالو نور هدایت توست که کور سوهایی در دل گرفتاران  است و انان را به هدایت می طلبد. بزرگی بزرگان عالم در کنار بزرگی تو ناچیز، پیچیدگی پیچیده ترین ها در کنار پیچیدگی تو ساده، بخشش بخششگران در کنار بخشش تو ناچیز، لطافت لطیف های دنیا در کنار لطافت تو زبر،  قدرت قدرتمداران در کنار قدرت تو ضعف، کرامت تو در کنار کریمان عالم هیچ، مکر مکاران در کنار مکر تو سهل، سیاست سیاستمداران در کنار سیاست تو نقش بر اب و خدایا مهر مهروزان عالم در کنار مهر تو هیچ و... پس خدایا چگونه ما را می تواند یارای صحبت کردن در خصوص تو باشد. خداوندا اگرچه ظرفیت بشر را بسیار وسیع افریدی ولی بزرگی تو وسیعتر از ان است اما مسولیت ما سعی در فهم تو است و انچه از مسولیت بشر یافته ام اول انسان زیستن و در مرحله بالاتر فهم تو است. اگر چه شاعر عزیزی می گوید ملکا ذکر تو گویم که تو در فهم نیایی، ولی به نظرم این مسولیت را خدا برای ما تعیین کرده و راه های ان را هم قرار داده است. یکی از ان خالص سازی روح است و تاکید بر تقوا بر همین اساس است و پیش زمینه معرفت رعایت شرایط خالص شدن و مبری شدن از ناخالصی هاست. ولی علم هم چشمه هایی را در ذهن می گشاید که وسعت ذهن را افزایش می دهد و این دو تقوا و علم با هم کلید فهم خداوند می شوند، خداوندا از تو مدد می جویم که فرصت تقوا و علم را ما عطا کنی، خدایا چی می شد ما هم مولانایی دیگر می شدیم. یا حکیمی چون فردوسی و یا عارفی همچون ابن عربی و یا فیلسوفی همچون ملاصدرا، و یا جامع الاطرافی همچون امام خمینی (ره)، و یا کمتر از ان توفیق همراهی و مدد گرفتن از دم مسیحایی انان. خداوندا اطمینان بخش ترین هایی و تو ای خدا در حالی که به هیچ چیز این دنیا اطمینانی نیست تنها تویی که اطمینان بخشی و به زندگی حیوانی ما معنی می دهی ، زندگی خالی از تو زندگی نیست بلکه تنها زیستن حیوانی است و با تو است که زندگی هدفی بالاتر از سطح حیوانی می یابد و به بالاتر ها راه می یابد. خداوندا توفیق پریدن از ابعاد این دنیایی را  به ما عنایت فرما. خداوندا بهترین های خلقت از کسانی بودند که تو را بهتر فهمیدند پس با نور معرفتت ما را در زمره بهترین ها قرار ده. خداوندا اگر چه به قول امام خمینی ره عالم محضر تو است ولی با گذشت زمانی طولانی از تاریخ نسل های زیادی از خوبان هم اکنون در خزانه تو حاضر و جمعند پس خداوندا اگر در این دنیا توفیق هم نشینی با مصلحین و صالحان و اولیا تو برای ما نبود بعد از مرگ ما را با انان توفیق هم نشینی قرار ده.

 

هند - جشنواره رنگ ها

هند از بسیاری جهات سرزمین تنوع و گوناگونی است که در این خصوص تنوع زبانی ، قومی ، مذهبی ، اجتماعی ، فرهنگی و  می توان به راحتی دید تا این حتی بعضی گاهی وحدت ملی این کشور را زیر سوال می برند و می گویند که تنوع و گوناگونی انقدر زیاد است که تجمع انان حول یک محور وحدت افرین مشکل است و بعضی می گویند امروز بولیود (دستگاه عظیم فیلم سازی هند) و هنرپیشه های ان یکی از منابع وحدت افرین ملی هستند و خود هندی ها از "وحدت در عین کثرت" در تنوعات موجود در کشور خود سخن می گویند و

از این وضعیت که بگذریم هند به لحاظ رنگ ها و تنوع استفاده از رنگها از تنوع باور نکردنی برخوردار است. هندی تمامی رنگ های طبیعت را دوست دارند و از ان در زنگ لباس های خود خصوصا در لباس خانم ها استفاده می کنند. اگرچه ما ایرانیان به رنگ های تیره و به قول خودمان "سنگین" بیشتر روی خوش نشان می دهیم ولی اینجا رنگی را نمی توان یافت که از ان لباسی ندوخته باشند و نپوشند و اصلا انان انگار در ادبیات فرهنگی خود واژه ای تحت عنوان به قول خودمان رنگ "سبک" و "جلف" را ندارند و با این واژه که مثلا "این رنگ سنگین تر" است، اشنا نیستند. انان از تمامی رنگ های روشن تاریک و به تنوع در پوشش خود استفاده می کنند و به همین لحاظ هم جامعه ای رنگین دارند که این تنوع چشم نواز است. این امر خصوصا در لباس های سنتی انان اعم از ساری و لباس های پنجابی دیده می شود و شما رنگ های روشن و زیبا را در خیابان که هارمونی ناشی از تنوع را به نمایش می گذارد می توانی ببینی که این خود باعث شادی و زیبایی اتمسفر زندگی انان می شود. اگر چه هند نیز به سمت غرب می رود و یک رنگی لباس های جین و ... دارد پیش می رود لیکن هنوز هند را باید جشنواره رنگ ها نامید. از این لحاظ باید سنت هندی را ستود که که با تنوع از یکنواختی خود را رهانیده است.

به نظر می رسد که مارک زدن به رنگ ها، انچه در ادبیات و فرهنگ ما امده است که مثلا رنگ سیاه علامت غم است تا حد زیادی زیر سوال است و تمام رنگ ها زیباست و در کنار هم هارمونی و نظمی را در عین تنوع ایجاد می کند که در مجموع باعث ایجاد شادی در جامعه می شود. استفاده از یک رنگ خاص به تنهایی حتی اگر روشن هم باشد ملال اور است و رنگ ها در کنار هم است که این ملالت را برطرف می کند و سفید در کنار سیاه است که ریبایی دارد ولی سفیدها و یا سیاه در کنار هم زیبایی ندارند و ملال اور خواهند شد.

30 اگوست 2009 دهلی نو

تبریک ماه مهمانی خدا

ماه مبارک رمضان امد و باز انگار خداوند بهانه ای ایجاد کرده تا دلهای ما را به سوی خودش جلب نماید. اینجا دیگر عشق ما به خالق مطرح نیست انگار این عاشق انسان ها می خواهد بهانه ای بتراشد تا ما را به سوی خود جلب کند. 

جل الخالق از این همه لطف که خداوند به بشریت دارد. خداوندا به لطف عشقت که به مخلوق خود داری ُ دلهای ما را به سوی خودت روان گردان. ما نه ظرفیت و نه توان درک تو را داریم و دست معجزه اسای تو را می طلبد هدایت ما. خداوندا اگرچه ما به هدایت تو نیازمندیم لیکن خود نه به این امر معرفت داریم و نه توان ان را در تن و روح الوده خود احساس می کنیم پس به لطف ایزدی خود ما را در مدار حق و حقیقت و معرفت و هدایت قرار ده.

از این فرصت استفاده می کنم حلول ماه مبارک رمضان را خدمت همه وبلاگ نویسان عزیز تبریک عرض می کنم. دهلی نو - ۲۵ اگوست ۲۰۰۹