نه "حکومت اسلامی"  نه "جهوری ایرانی" افراط و تفریط ممنوع

این روزها وقتی در سخنان مسولین و برخی روحانیون وابسته به جناح های سیاسی کشور توجه می کنی بارها و بارها به اصطلاح " حکومت اسلامی"  به جای جمهوری اسلامی بر می خوری که تعمدا و غیر تعمدی بیان می شود و این در حالی است که برخی نیز از "جمهوری ایرانی" به جای جمهوری اسلامی صحبت می کنند که این یک افراط و تفریط اشتباه است که باعث می شود از خط امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) که بنیانگذار و تئوریسین این انقلاب عظیم بودند و معتقد به "جمهوری اسلامی"  نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر بودند جداشده و از آن دور می شویم و این یک انحراف خواهد بود. پس نه "حکومت اسلامی" و نه "جمهوری ایرانی" فقط "جمهوری اسلامی ایران" تا انشا الله مهدی موعود (عج) تشریف بیاورند و در اختلافات امت محمدی (ص) و علوی (ع) قضاوت کنند. 

اولویت بودن مردم در نظر رسول اکرم - نکته ای از هجرت رسول اکرم (ص)

وقتی به هجرت اسوه حسنه خداوند بر زمینیان (ص) نگاه می کنی دو مرحله هجرت قبل شروع هجرت خود ایشان (ص) صورت گرفته است اول هجرت عده ای از مسلمانان به رهبری جعفر بن ابی طالب به حبشه است و دومی هجرت بزرگ مسلمانان به مدینه النبی (ص) است که در هر دو حالت پیامبر (ص) خود در میان خطر ماند و یارانش را از مهلکه نجات داد. در جریان هجرت بزرگ مسلمانان به مدینه النبی (ص)  جالب است که پیامبر (ص) ابتدا یارانش را به مدینه النبی اعزام کرد و خودش بعد از آنها صحنه را ترک کرد. من علت این تصمیم پیامبر (ص) را در تاریخ مطالعه نکردم ولی با توجه به خصوصیت جوانمردی که در رسول گرامی اسلام (ص) سراغ دارم به نظرم دلیل آن این بود که تمامی یارانش را از زیر ضربه قریش خارج کرد و سپس بعد از این که خیالش از خروج تمام مومنین راحت شدَ ایثارگر بزرگ اسلام که از جنس خودش بود (علی علیه السلام) را در جای خود در بسترش جای گذاشت و مکه مکرمه را ترک کردند. در حالی که تمامی مسلمانان مکه را ترک کرده بودند.

تو ای نگهبان دین خدا به هوش باش

روز تولد امام سجاد (ع) توفیقی حاصل شد که نماز ظهر را در مسجد محل بخوانم بین نماز حاج آقا سخنرانی داشت و از آثار به جای مانده از حضرت سجاد (ع) سخن گفتند و این که امام سجاد (ع) "رساله حقوق" دارند و این امام عزیزیمان (ع) در آن از حقوق افراد مختلف سخن گفته اند. این روحانی عزیز در ابتدای شروع سخنش به فردی که در صف اول و درست پیش پای ایشان نشسته بود و ظاهرا کتابی را باز کرده بود خطاب کرد "کتاب را ببند و به حرف های من گوش کن مفید تر است" هنوز چند جمله ای از سخنرانی خود را نگفته بود که ظاهرا دو جوان در صفوف عقب تر با موبایل عکسی گرفته بودند که در این لحظه حاج آقا با لحن بسیار جدی و آمرانه ای آنان را خطاب قرار داد "اگر می خواهید عکس بگیرید بفرمایید بیرون مسجد" این برخورد حاج آقا واقعا آزار دهنده بود در دلم گفتم آیا در رساله حقوق آقا امام سجاد علیه السلام در خصوص حقوق مامومین و مراجعین به خانه خدا سخنی گفته نشده است؟. آیا حاج آقای ما فکر می کند که مسجد ملک اوست که تعیین می کند چه فردی بماند و چه فردی برود ؟ و هنگام سخنرانی ایشان چه کاری بکنند و چه نکنند. آیا گوش دادن به حرف های ایشان در بین نماز برای حاضرین در مسجد به زعم ایشان اجباری است؟

 در دلم گفتم درست است که خداوند نگهبانانی برای دینش تعیین نموده و البته علمای دین بهترین نگهبانان امور خداوندی هستند ولی هرگز خداوند به نظر نمی رسد به این نگهبانان اجازه داده باشد که با روی آورندگان به مکانش این چنین سخن گویند. شاید فردی باشد که اصلا تو را و حرف هایت را قبول نداشته باشد. تو ای برادر عزیز روحانی تو چطور به خودت اجازه می دهی که او را از مسجد بیرون کنی ؟ مگر این خانه تو است؟ یا خانه ی خدا. این جا که ملک تو نیست که تعیین کنی چه افرادی بمانند و چه افرادی بروند. جایگاه خودت را بشناس و پناه آورندگان به حرم خدا را نرنجان و در جمع ظایع نکن.

تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی. 

هر مقامی که فردی را برای نگهبانی از چیزی می گمارد او را موظف می نماید که دست اغیار را از آن دور نماید حال به نظر نمی رسد برای خداوند در بین بندگانش اغیاری وجود داشته باشند و باری تعالی همه را به سمت خود فرا می خواند و اولی  است که درب خانه خداوند (مساجد و اماکن مقدس) به روی همه با هر گرایش و با هر وضعیتی باز باشد و نگهبانان نیز از بیرون راندن بندگان و دور کردن  آنها از این مکان خود داری نمایند. مگر پلیدی آشکاری در لباس و... آنها وجود داشته باشد که در آنجا هم ابتدا امر به معروف زبانی پنهان و... و در نهایت اقدام است.

پس تو ای روحانی عزیز سعی کن خانه خدا را از بندگانش خالی نکنی و خود را صاحب خانه ندان که خانه را صاحبی رحیم و بخشنده است و تو نیز میهمانی بر این خانه بیش نیستی و حرمت خانه و صاحب خانه را داشته باش.

باید نشست و عاقل شد و درست فکر کرد

بزرگتر های قدیمی وقتی می خواستند در حق کم سال تری دعایی بکند می گفت خدا سلامتی و دلخوشی به شما عنایت کند. بعدها برخی جوان ها در مقابل این دعا به طعنه می گفتند که خدایا به تو عقل و به ما یک پول گنده بدهد. ولی واقعا وقتی انسان به اطراف خود نگاه می کند و به صاحبان هریک از این مواهب الهی (عقل - سلامتی - پول - دلخوشی) نگاه می کند می بیند که همان سلامت و دلخوشی که قدیمی ها برای ما از خداوند متعال درخواست می کردند خیلی مهم و حساب شده بوده است کما این که عقل را اگر خدا داد همه این ها به نظرم تامین می شود.

حلول ماه شعبان المعظم مبارک

حلول ماه مبارک شعبان المعظم و ماه اعیاد اهل بیت علیهم السلام و ماه پیامبر رحمت و رحمت للعالمین حضرت محمد مصطفی (ص) به همه دوستاران آنان مبارک باد. امیدوارم این ماه برای تمام زمینیان مبارک و برکات آن شامل همه ما گردد. روح آن بزرگوران (ع) از ما شاد و میمنت شادی روح آن بزرگواران (ع) تسلی دل غمدیده تمام زمینیان گردد.

خدایا در این ماه وسیله آمادگی برای نزدیکی به خودت را برای ما فراهم گردان و این ماه را پایان عمر حاکمیت تمام مستبدین جهان علی الخصوص مستبدین قدرت طلب خاور میانه منجمله حکام ظالم بحرین - لیبی - عربستان و... قرار ده و ملت های منطقه را طعم خوش آزادی (که خود به آنان عنایت فرمودی و توسط این مفسدان سلب شده است) را بچشان.

خدایا آمادگی درک ماه رمضان و ماه خودت را در این ماه عزیز شعبان به ما عنایت فرما تا همچون ماه های رمضان دیگر ناپاک از این حمام تمام عیار عرفان و عشق خارج نشویم.

خدایا به متولیدین عزیز ماه شعبان از خاصانت (ع) قسم می دهم که لذت درک شب قدر را به ما بچشانی تا در درک آیات شریف قرآنت موفق شویم.

آمین رب العالمین