سنگ نوشته ها بر قبور شهدای شهرستان شاهرود (6)

ایام عید نوروز است و به رسم نیکوی سر زدن به گذشتگان، امروز سه شنبه سوم فروردین ۱۳۹۵ بعد از ورزش صبحگاهی، سری به مزار شهدای شهر شاهرود زدم، تعدادشان زیاد است و لذا به نظرم رسید تنها چهره ها را از روی عکسی که بر سنگ مزارشان حکاکی شده است، مرورشان کنم، دیدم اغنا نمی شوم و باید به نام ها نیز نگاه کرد، نام ها را که دیدم، محل و تاریخ شهادت شان کنجکاوم کرد و...،

خلاصه گفتم سنگ را با نوشته اش با خود ببرم و موبایل را بیرون کشیدم و شروع به عکس برداری از سنگ مزارشان کردم تا در یک فرصت مناسب خوب نگاه شان کنم، اینجا با عکس ها و نام هایی مواجه می شوی که آشنایند، همسنگرانی که روزی با آنان بودم و ناگهان انفجاری، شلیکی و...، از قافله ی ما جدا شدند و راه خود را پی گرفتند و رفتند، تا ما بمانیم و گرفتار شویم.

ابتدا از سنگ مزار چند تن از آنان که آشناتر بودند عکسی گرفتم، ولی باز با خود گفتم مگر می توان در این بین شان نا آشنایی یافت که همه از یک جبهه و هدف بودیم و لذا به ترتیب و بدون انتخاب از 250 تن از آنان عکس گرفتم؛ حسابی انسان را در تفکر فرو می برند، هزاران پیام دارند، حیفم آمد این سنگ نوشته ها که تاریخ قهرمانان و ایثارگران و جوانان این مرز و بوم است را با شما به اشتراک نگذارم، تا شما هم با توجه به حالتان با آنان ارتباط بگیرید. با کسانی که جان در راه میهن خود فدا کردند و امروز به نظاره اعمال ما نشسته اند.

 برای من که این سرزدن به آنان دردسر ساز شد و شرمسار از نزدشان مرخص شدم و... هر بار که سری به آنان می زنم منقلبم می کنند، انگار سخنان زیادی دارند و از انتظارات شان می گویند، از سن و سال شان، تیره و تبارشان، اهداف شان، دل نگرانی ها شان، طلوع و غروب شان و... چیزهای زیادی برای یادآوری دارند و...

این جنگ و انقلاب را این مردم پیش بردند، وقتی به مزار شهدای آنان در این راه سر می زنی کلکسیونی از نام ها، سن و سال ها، تیره و تبارها، فامیل ها و... می یابی که در نقطه، نقطه ی منطقه ایی به گستردگی یک مرز چند هزار کیلومتری جان باختند تا ذره ایی از این خاک را دشمن نتواند جدا کند و ثروت، مال و ناموس این کشور دوباره به یغما و تاراج دشمن نرود. کافیست از کنار قبرهای آنان کمی با توجه بگذری و به سنگ نوشته قبورشان توجهی کنی هزار نکته در آن نهفته است:

 بر سنگ نوشته برخی از شهدای مزار شهر شاهرود بدین شرح نگاشته اند:

171- شهید اسحاق احسانفر فرزند عباسعلی، ولادت 1335، شهادت 8/11/1357، که در حین تظاهرات علیه رژیم ستمشاهی توسط مزدوران رژیم منفور پهلوی در محل کوچه سینما پیام شاهرود به درجه رفیع شهادت نایل گردید. جوان های ما شهادت را طالبند شهادت را یک فوز عظیم می دانند. ما زنده از آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست.

172- بسیجی شهید محمد رضا صدر مغانی فرزند نوروز علی، ولادت 1345، شهادت 3/2/1361، که در عملیات پاکسازی کردستان در سقز به درجه رفیع شهادت نایل آمد. مارها کردیم قفس پرواز کردیم سوی دوست؛ گل زباغ دل نچیدیم جز وصال روی دوست؛ تیر را با جان خریدیم بهر استقلال و دین، ما شهادت را گزیدیم جان فدای کوی دوست.

173-سرباز شهید امیر سبزواری فرزند حاج محمد، ولادت 1340، شهادت 12/3/1360، که در جبهه دزفول بدست کفار بعثی به درجه رفیع شهادت نایل آمد. مقام معظم رهبری: این شهدا بدون آنکه به دنیا مادی اعتنا کنند رفتند و نتیجه این شد که امروز هر کدام یک ستاره و یک خورشیدند.

174- سرباز شهید حسن پایدار فرزند ابراهیم، ولادت 1338، شهادت 4/1/1361، که در کربلای شوش عملیات فتح المبین به درجه رفیع شهادت نایل آمد. امام خمینی ره: "خط سرخ شهادت خط آل محمد ص و علی ع است". ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست.

175- بسیجی شهید حسن عباسی فرزند صفر، ولادت 1344، شهادت 16/8/1362، که در منطقه عملیاتی والفجر چهار کربلای پنجوین بدرجه رفیع شهادت نایل آمد. و پیکر مطهرش پس از از 10 سال به خاک سپرده شد. طنین نعره ام برخاست مادر، تفنگم بر زمین تنهاست مادر؛ غریبانه نمردم در بیابان؛ سرم بر دامن زهراست مادر.

176- بسیجی شهید حسن قربانی فرزند هاشم، ولادت 1337، شهادت 16/8/1362، که در عملیات والفجر چهار به درجه رفیع شهادت نایل آمدو پیکرش پس از سیزده سال در زادگاهش بخاک سپرده شد. شهیدان محرم دانای رازند. مقیم خلوت آن بی نیازند؛ زسودایی که با معبود کردند. به دنیا و به عقبی سر فرازند.

177- بسیجی شهید مجتبی ناطقی فرزند ابوالحسن، ولادت 1344، شهادت 10/2/1361، که در عملیات بیت المقدس جاده اهواز خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصایای شهید:  "واژه شهادت واژه زیبا و پر معانی است و واژه ای که افراد بسیاری آن را هدف خود قرار داده و با عشق و علاقه به سوی آن شتافتند".

178-طلیه شهید محمد حسین دماوندی فرزند نصرالله، ولادت 1340، شهادت 10/2/1361، که در عملیات بیت المقدس جاده اهواز خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصایای شهید:  "این پیام من به همه شهداست به ملت قهرمان ایران که تا دل به خدابستیم خداما را کافیست و هر لحظه از او جدا شدیم محتاج بدبخت ترین و شقی ترین کس یعنی امریکا و یارانش خواهیم شد.".

179- بسیجی شهید اکبر چمنی فرزند قربانعلی، ولادت 1344، شهادت 10/2/1361، که در عملیات بیت المقدس جاده اهواز خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصایای شهید:  "چیزی که ما را داوطلب ب جبهه ها می کند تنها خاک این کشور نیست بلکه هدف اصلی شناساندن انقلاب اسلامی و صدور و جهانی کردنش می باشد".

180- بسیجی شهید علیرضا کلاتهایی فرزند علی اکبر، ولادت 1340، شهادت 10/2/1361، که در عملیات بیت المقدس جاده اهواز خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل آمد و پیکر مطهرش در منطقه باقی ماند. به راه میهن و دینم فدا کردم جوانی را؛ به آگاهی پسندیدم بهشت جاودانی را ؛ بگو بر مادر پیرم شهید هرگز نمی میرد، ره عشق و شهادت را زمولایم علی گیرم.

181- بسیجی شهید سعید محمدیون فرزند یدالله، ولادت 1345، شهادت 1/9/1366، که در عملیات بیت المقدس دو در منطقه گرده رش عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "ای کسانی که تعهد اسلامی داده اید و خود را مسلمان و پیرو خط امام می دانید آگاه باشید که امروز روز آزمایش است و صحنه صحنه عاشورا" شوریده نباشد آنکه از سر ترسد، عاشق نبود آنکه زخنجر ترسد.

182- بسیجی شهید حسین امینیان فرزند محمد، ولادت 1342، شهادت 26/4/1361، که در کربلای شلمچه و در عملیات رمضان به درجه رفیع شهادت نایل آمد قسمتی از وصیت نامه شهید: "از تمام خانواده ام می خواهم که مرا حلال کنند و از مردن من در راه خدا خوشحال باشند زیرا کسانی که در راه خدا هجرت و جهاد می کنند از رستگاران می باشند".

183- پاسدار شهید سید احمد موسوی فرزند سید میرزا آقا، ولادت 1345، شهادت 22/12/1361، که در کربلای پاسگاه زید به درجه رفیع شهادت نایل آمد. مقام معظم رهبری: "عزت و عظمت کشور شما به برکت خون همین عزیزان (شهدا) شماست". شهادت لاله را بوییدنی کرد، شهادت جام را بوسیدنی کرد، ببوس ای خواهرم قبر برادر، شهادت سنگ را بوسیدنی کرد.

184- پاسدار شهید یحیی سعیدی فرزند علی اکبر، ولادت 1344، شهادت 28/12/1361، که در کربلای ایران منطقه عملیاتی پاسگاه زید به درجه رفیع شهادت نایل آمد. استاد شهید مرتضی مطهری: "شهدا شمع محفل بشریت هستند سوختند و محفل بشریت ر روشن ساختند".

185- بسیجی شهید رضا حسام جبلی فرزند فضل علی، ولادت 1329، شهادت 20/2/1362، که در کربلای بانه (کردستان) به درجه رفیع شهادت نایل آمد قسمتی از وصیت نامه شهید: "از خانواده ام می خواهم که هیچگاه رسالت زینب گونه خود را فراموش نکنند و کاری نکنند که دشمنان اسلام خوشحال گردند".

186- درجه دار شهید سید رضا عالی فطرت فرزند سید حسین، ولادت 1342، شهادت 8/3/1362، که در کربلای فکه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. گزین شوند سودا گزیده را کشتند، سیه بپوش برادر سپیده را کشتند، مگر زقافله بوی جنون نمی شنوی، ز رودخانه بوی خون نمی شنوی، بیا بیاد شهیدان ره بکار شویم، کفن بپوش برادر که بایکدگر سوار شویم.

187-سرباز شهید حجت الله اختری فرزند ابوالفضل، ولادت 1345، شهادت 21/4/1367، که در کربلای زبیدات به درجه رفیع شهادت نایل آمد. تو ای مادر مکن زاری، که من اکنون بسی شادم، نمردم زنده می باشم، بود رنج تو در یادم، همانا شیر پاک تو، مرا جانباز پرورده، که جان خویشتن را، در راه اسلام و وطن دادم.

188- بسیجی شهید عباس شریعتی فرزند محمد رضا، ولادت 1342، شهادت 16/8/1362، که در عملیات پیروزمندانه والفجر 4 در منطقه پنجوین عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "بنده با آگاهی تمام قدم در این راه گذاشته و انشالله اگر لطف خدا شامل حالم شد و شربت شهادت نوشیدم زهی سعادت که به مقام بزرگی رسیده ام".

189- پاسدار شهید حمید قنبری فرزند علی، ولادت 1344، شهادت 20/12/1361، که در کربلای پاسگاه زید به درجه رفیع شهادت نایل آمد. در راه دوست کشته شدن آرزوی ماست، دشمن اگرچه تشنه به خون گلوی ماست، گردم دوباره چو پروانه گرد شمع، چون سوختن در آتش عشق آرزوی ماست.

190- دانشجوی شهید عباس امیری فرزند حسین، ولادت 1342، شهادت 20/8/1362، که در عملیات پیروزمندانه والفجر 4 در منطقه پنجوین عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "انقلابی که به پا شد باید به انقلاب حضرت مهدی عج متصل شود و اگر به قیمت جان همه ما تمام شود".

191- سردار شهید حاج غلامحسین بسطامی فرزند محمد، ولادت 1338، شهادت 7/2/1362، که در میمک شهد گوارای شهادت را نوشید. قسمتی از وصیت نامه شهید: "خدایا معبودا عاشقم عاشق رویت عاشق دیدارت. خدایا مرا جز کسانی که موفق به دیدار جمالت می گردند قرار ده".

192- سرباز شهید ابوالقاسم قلی پور فرزند محمد علی، ولادت 1341، شهادت 1/2/1362، که در کربلای شرهانی به درجه رفیع شهادت نایل آمد. خوشا آنان که با عزت ز گیتی، بساط خویش برچیدند و رفتند، خوشا آنان که از پیمانه دوست، شراب عشق نوشیدند و رفتند.

193- بسیجی شهید رضا قلی پور فرزند محمد علی، ولادت 1345، شهادت 21/11/1364، که در عملیات پیروزمندانه والفجر 8 در منطقه فاو عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد. ببوسم دستت ای ماد که پروردی مرا آزاد، بیامادر تماشا کن که فرزندت شده داماد، به حجله می روم شادان ولی زخم بدن دارم، بجای رخت دامادی لباس خون به تن دارم، پسرم! گفته بودی که ره عشق رهی پر خطر است، عاشقم من که ره پر خطری می جویم.

194- شهید ابراهیم شجاعی فرزند قاسم علی، ولادت 1348، شهادت 22/10/1365، که در عملیات پیروزمندانه کربلای 5 در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "شما ای مردم بدانید که درباره این مهم که همان جنگ است اگر سکوت کنید، دشمنان اسلام و دین و قرآن را خوشحال کرده اید".

195- پاسدار شهید یدالله شجاعی فرزند قاسم علی، ولادت 1337، شهادت 11/8/1361، که در کربلای عین خوش عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "اگر ما رفتیم راه حسین ع را انجام داده ایم و شما خواهران که هستید باید راه زینب را انجام دهید و آن پیام خون شهیدان است".

196- جهادگر شهید سید محسن حسینی نژاد  فرزند  سید مهدی ، ولادت 1336، شهادت 7/7/1361، که در کربلای شلمچه ایستگاه حسینیه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. امام خمینی ره: "خط سرخ شهادت خط آل محمد ص علی ع است". شرط آن بود که در حجله نخست به سعادت برسی، قسمت آن شد که در سنگر اسلام به شهادت برسی.

197- بسیجی شهید علی اصغر شجاعجو فرزند اسدالله، ولادت 1337، شهادت 26/4/1361، که در کربلای شلمچه عملیات رمضان به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "با درود و سلام به جانشین آنحضرت یعنی نایب برحقش امام خمینی که مجتهد و مرجع تقلید می باشد". ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست.

198- پاسدار شهید سید کمال الدین میری فرزند محمد علی، ولادت 1339، شهادت 16/9/1364، که در کربلای جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "گریه بکنید بر خون حسین ع ما هر چه داریم از خون حسین ع داریم عزت و شرف اسلام همه از خون حسین ع است که اسلام این چنین پر و بال گرفته است".

199- بسیجی شهید سید محمود رضا میری فرزند سید حسین، ولادت 1338، شهادت 26/4/1361، که در کربلای شلمچه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "پس می گویم که عصر و روزگار سخت و غریبی را می گذرانیم راه پر پیچ و خم و طولانی و با توشه اندک باید رفت و از این زندان خلاصی یافت".

200- پاسدار شهید سید احمد امیریان فرزند سید علی اکبر، ولادت 1342، شهادت 10/2/1361، که در کربلای خونین شهر به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "ما می میریم تا امام بماند این رهبری امام بود که این خط سرخ را به من و دیگر شهدا آموخت و من رهبری امام را از دل و جان پذیرفتم".

201- طلبه شهید مجید حقیقت فرزند حسن، ولادت 1342، شهادت 2/1/1361، که در کربلای رقابیه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "این راه پیموده نمی شود مگر با پاک و خالص کردن خویش از هرگونه هواهای نفسانی و شیطانی، هدف و مقصد خویش را الله قرار دادن و فانی فی الله شدن".

202- معلم شهید خسرو فرید محمد نیا فرزند رضا، ولادت 19/2/1336، شهادت 6/5/1360، که در کربلای گیلانغرب منطقه چغالوند به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "من با آگاهی تمامو دید کامل این راه را که همان راه امام حسین ع است انتخاب نمودم .. باید که از دستان خود زنجیر بسازیم و سرباز روح الله شویم و سرببازیم ".

203- دانشجوی شهید میر مهدی سید اردکانی فرزند حاج سید محمود، ولادت 15/4/1340، شهادت 16/6/1360، که بخاطر پیروزی اسلام در جبهه های حق علیه باطل در منطقه داربلوط بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصیت نامه شهید: "افتخار می کنم قدم در راهی می گذارم که سرور آزادگان حسین بن علی ع گذاشت".

204- سرباز شهید داود عاشوری، ولادت 1339، شهادت 3/1360، که در جبهه دزفول در نبرد با ارتش متجاوز عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد. مادر ره عشق نقص پیمان نکنیم، گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم، دنیا اگر از یزید لبریز شود، ما پشت به سالار شهیدان نکنیم.

205- بسیجی شهید سید محمد حسین دریایی فرزند سیدعلی اکبر، ولادت 1342، شهادت 10/2/1361، که در کربلای خونین شهر عملیات بیت المقدس به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصیت نامه شهید: "ای مادر وظیفه تو این است که زینب وار از این انقلاب دفاع کنی در ضمن اگر به یاری خداوند بزرگ من به آرزوی دیرینه خود شهادت رسیدم از شما می خواهم که در مرگم اشک نریزید".

206- اولین شهید دفاع مقدس ایران همافر شهید محمد حسین دامغانی فرزند محمد رضا، ولادت 1330، شهادت 31/6/1359، که بر اثر بمباران فرودگاه مهرآباد تهران توسط عمال بعثی عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد. این سرو سُهی که خفته در قلب مغاک، قربانی حق نموده آن پیکر پاک، در راه رضای خالق و راحت خلق، اینگونه بیارمیده در بستر خاک.

207- پاسدار شهید جمشید اکبری فرزند  محمدرضا، ولادت 1337، شهادت 9/1/1358، که در راه اسلام برای سرنگونی دشمنان خدا و قرآن در شهرستان گنبد به درجه رفیع شهادت نایل آمد. خوشا آنانکه با عزت زگیتی، بساط خویش برچیدند و رفتند، زکالاهای این آشفته بازار، شهادت را پسندیدند و رفتند.

ادامه دارد....

سنگ نوشته ها بر قبور شهدای شهرستان شاهرود (5)

ایام عید نوروز است و به رسم نیکوی سر زدن به گذشتگان، امروز سه شنبه سوم فروردین ۱۳۹۵ بعد از ورزش صبحگاهی، سری به مزار شهدای شهر شاهرود زدم، تعدادشان زیاد است و لذا به نظرم رسید تنها چهره ها را از روی عکسی که بر سنگ مزارشان حکاکی شده است، مرورشان کنم، دیدم اغنا نمی شوم و باید به نام ها نیز نگاه کرد، نام ها را که دیدم، محل و تاریخ شهادت شان کنجکاوم کرد و...،

خلاصه گفتم سنگ را با نوشته اش با خود ببرم و موبایل را بیرون کشیدم و شروع به عکس برداری از سنگ مزارشان کردم تا در یک فرصت مناسب خوب نگاه شان کنم، اینجا با عکس ها و نام هایی مواجه می شوی که آشنایند، همسنگرانی که روزی با آنان بودم و ناگهان انفجاری، شلیکی و...، از قافله ی ما جدا شدند و راه خود را پی گرفتند و رفتند، تا ما بمانیم و گرفتار شویم.

ابتدا از سنگ مزار چند تن از آنان که آشناتر بودند عکسی گرفتم، ولی باز با خود گفتم مگر می توان در این بین شان نا آشنایی یافت که همه از یک جبهه و هدف بودیم و لذا به ترتیب و بدون انتخاب از 250 تن از آنان عکس گرفتم؛ حسابی انسان را در تفکر فرو می برند، هزاران پیام دارند، حیفم آمد این سنگ نوشته ها که تاریخ قهرمانان و ایثارگران و جوانان این مرز و بوم است را با شما به اشتراک نگذارم، تا شما هم با توجه به حالتان با آنان ارتباط بگیرید. با کسانی که جان در راه میهن خود فدا کردند و امروز به نظاره اعمال ما نشسته اند.

 برای من که این سرزدن به آنان دردسر ساز شد و شرمسار از نزدشان مرخص شدم و... هر بار که سری به آنان می زنم منقلبم می کنند، انگار سخنان زیادی دارند و از انتظارات شان می گویند، از سن و سال شان، تیره و تبارشان، اهداف شان، دل نگرانی ها شان، طلوع و غروب شان و... چیزهای زیادی برای یادآوری دارند و...

این جنگ و انقلاب را این مردم پیش بردند، وقتی به مزار شهدای آنان در این راه سر می زنی کلکسیونی از نام ها، سن و سال ها، تیره و تبارها، فامیل ها و... می یابی که در نقطه، نقطه ی منطقه ایی به گستردگی یک مرز چند هزار کیلومتری جان باختند تا ذره ایی از این خاک را دشمن نتواند جدا کند و ثروت، مال و ناموس این کشور دوباره به یغما و تاراج دشمن نرود. کافیست از کنار قبرهای آنان کمی با توجه بگذری و به سنگ نوشته قبورشان توجهی کنی هزار نکته در آن نهفته است:

 بر سنگ نوشته برخی از شهدای مزار شهر شاهرود بدین شرح نگاشته اند:

137- شهید علی اکبر اکبری فرزند علی، ولادت 1342، شهادت 24/4/1361، که در کربلای شلمچه به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "خدایا از تو می خواهم که عمرم را در خاک و خون میدان پیکار به پایان برسانی و فضیلت شهادت را نصیبم کنی تا در آن جهان گلگون کفن و سفید روی از خاک برخیزم".

138- جهادگر شهید علی جلالی فرزند محمد رضا، ولادت 1342، شهادت 25/2/1361، که در کربلای خرمشهر و در عملیات بیت المقدس به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ استاد شهید مرتضی مطهری: "در ملت هایی که روح حماسه مخصوصا حماسه الهی می میرد بزرگترین خاصیت شهید این است که آن حماسه مرده را از نو زنده کند".

139- شهید مهدی صباغان فرزند عبدالله، سرپرست دفتر کل امور مناطق جنگی خوزستان، ولادت 1337، شهادت 13/1/1361، که در کربلای دشت عباس و در عملیات فتح المبین به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "اکنون که به لقا الله می روم چهره ام سیاه است و گناهان بزرگ را مرتکب شده ام گناه بزرگم عدم قدرشناسی و درک وجود امام و گناه دیگری چون عدم ادای حق پدر و مادر است".

140- پاسدار شهید مجید شریف فرزند حبیب، ولادت 1340، شهادت 11/1/1361، که در کربلای جنوب و در عملیات فتح المبین به لقا الله پیوست؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "ای ملت اگر تنها به بیان کردار همین یک روز ما و شمشیر زدن و شهادت مان را شرح دهی ولی هدف بزرگ ما را برای آینده بشریت تشریح نکنی یا دگرگون جلوه دهی، ما در روز رستاخیز بازخواست خواهیم کرد".

141- پاسدار شهید محسن شریف فرزند حبیب، ولادت 1342، شهادت 7/5/1361، که در کربلای شلمچه به فیض شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "پدرم همانطور که می دانی ما امانتی از خدا بر دست شما هستیم همانطور که مجید راهش را یافت من هم بدنبالش میروم و اگر شهید شدم دیگر برادرانم را روانه جنگ کن و خدا را شکر کن که امانتش را سالم تقدیم کردی".

142- شهید حاج بابا کابوسی فرزند حاج علی، ولادت 1339، شهادت 2/1/1361، که در کربلای شوش و در عملیات فتح المبین به لقا الله پیوست؛ او مشتاقانه ندای امام خویش را لبیک گفت و به سوی جبهه حق و باطل شتافت و جان بر سر پیمان خویش نهاد.

143- شهید حمید رضای مزجی فرزند مهدی، ولادت 1340، شهادت 5/7/1360، که در کربلای حصر آبادان به درجه رفیع شهادت نای شد؛ او با اهدا خون سرخ خود ما را به اطاعت از ولایت فقیه و امامت خمینی فراخواند.

144- روحانی شهید شیخ علی مظفری فرزند حبیب، ولادت 1341، شهادت 19/12/1359، که در کربلای مالکیه سوسنگرد بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "اینجانب تنها و تنها به عشق حسین زمانم امام خمینی به جبهه نبرد ایمان و کفر می روم".

145- بسیجی شهید مجید شاهرودی فرزند حبیب الله، ولادت 9/2/1339، شهادت 5/7/1360، که در عملیات فتح آبادان بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ او با اهدا خون سرخ خود ما را به اطاعات از ولایت فقیه و امامت خمینی فرا خواند.

146- بسیجی شهید محمد رضا باقرخان کلهر فرزند محمد باقرخان، ولادت 1337، شهادت 2/1/1361، که در کربلای جنوب ایران تپه 104 شوش بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ او مشتاقانه ندای امام خویش را لبیک گفت و بسوی جبهه حق و باطل شتافت و جان بر سر پیمان خویش نهاد.

147- بسیجی شهید سید حسین آقایان فرزند محمد علی، ولادت 15/5/1335، شهادت 4/8/1360، که به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین علیه السلام لبیک گفت و با عشق به امام خمینی بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. استاد شهید مرتضی مطهری: "شهدا شمع محفل بشریتند".

148- بسیجی شهید حسین عابدی فرزند محمد، ولادت 1339، شهادت 7/1/1361، که درعملیات فتح المبین بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ عاشق که شدی تیر به سر باید خورد، زهری که رسد همچو شکر باید خورد، در راه وصال دوست با چهره باز، دریا دریا خون جگر باید خورد.

149- بسیجی شهید غلام حسین رضوانی فرزند قاسم، ولادت 1341، شهادت 1/1/1361، که در کربلای سومار بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ امام خمینی:  خط سرخ شهادت خط آل محمد ص و علی ع است. شهادت لاله را روییدنی کرد، شهادت غنچه را بوییدنی کرد، ببوس ای خواهرم قبر برادر، شهادت چهره اش بوسیدنی کرد.

 150- سرباز شهید علیرضا شیخ کبیر فرزند علی اصغر، ولادت 1340، شهادت 2/1/1361، که در کربلای دشت عباس عملیات فتح المبین بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "سلام بر نایب انبیا و امامان خمینی کبیر رهبر جهان اسلام که چون شیر روز می خورشد و شب ها چون جد بزرگوارش امام سجاد ع بدعا و نیایش خداوند مشغول است".

151- پاسدار شهید حسن مرادی فرزند یوسفعلی، ولادت 1340، شهادت 10/2/1361، که در جاده خونین شهر- اهواز در عملیات بیت المقدس بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "باید عرض کنم که زندگی تمام مردان خدا درنهایت به شهادت ختم می شود و خونشان چنان بر آسمان می پاشدکه تا ابد بیانگر مبارزه حق و باطل است".

152- پاسدار شهید مجتبی احمدیان فرزند علی، ولادت 1337، شهادت 10/7/1361، که در سومار و در عملیات مسلم بن عقیل  بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "اکنون نه وقت حرکت است و نه وقت مردن که وقت شهادت است".

153- جهادگر شهید حسن طوسی فرزند عباسعلی، ولادت 1338، شهادت 26/7/1361، اعزامی از سپاه که در کربلای عین خوش بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ استاد شهید مرتضی مطهری: "شهدا شمع محفل بشریتند و محفل بشریت را روشن کردند". نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز، دانش آموزان عالم را چنین آگاه کرد، ابتدا قانون آزادی نویسد در جهان، بعد از آن با خون هفتاد و دوتن امضا کند.

154- پاسدار شهید مرتضی محمدی فرزند نصرالله، ولادت 1335، شهادت 11/8/1361، که در کربلای عین خوش و در عملیات محرم بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "خدا کمکم کن تا بیعتی را که با این رهبر عزیزمان و مرجع تقلیدمان امام خمینی کبیر بسته ام بتوانم به بیعتم وفا و تا آخرین قطره خونم با دشمنان اسلام بجنگنم و خون ناقابلم را تقدیم خداوند و رهبر عزیزم نمایم.".

155- سرباز شهید منصور رادمنش فرزند محمدرضا، ولادت 1340، شهادت 3/3/1361، که در کربلای خرمشهر بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ امام خمینی ره: "مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد" شهادت لاله را بوییدن کرد، شهادت جام را بوسیدنی کرد، ببوس ای خواهرم قبر برادر، شهادت سنگ را بوسیدنی کرد.

156- پزشکیار شهید علی اکبر عامریون فرزند علی، ولادت 1339، شهادت 14/2/1361، که در آبادان خونین شهر بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ به میدان شهادت جوانی از شاهرودم، من علی اکبر عامریون شهید راه قرآنم،

157- پاسدار شهید مهدی امینیان فرزند محمد تقی، ولادت 1339، شهادت 11/8/1361، که در کربلای عین خوش عملیات محرم بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ استاد شهید مرتضی مطهری: "شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است تا دیگران در این پرتو به بهای نیستی او تمام شد بنشینند و آسایش یابند و کار خویش را انجام دهند آری شهدا شمع محفل بشریتند سوختند و محفل بشریت را روشن کردند".

158- پاسدار شهید محمد مهدی خرقانی فرزند حمزه، ولادت 1339، شهادت 20/5/1362، که در کربلای کردستان "کامیاران" شربت شهادت را نوشید؛ درراه دوست کشته شدن آرزوی ماست، دشمن اگرچه تشنه به خون گلوی ماست،گردیم دور یار چو پروانه دور شمع، چون سوختن در آتش عشق آرزوی ماست.

159- گروهبانیکم شهید علی اصغر زارعیان فرزند علی اکبر، ولادت 1339، شهادت 9/5/1362، که در کربلای مهران عملیات والفجر سه به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ بیا مادر کفن پوشان به جسم غرقه خون من، مرا آهسته خاکم کن تو ای تنها پناه من، مکن در مرگ من زاری برد آسوده خواب امشب، که اصغر شد فدای قاسم نو کدخدا امشب.

160- درجه دار شهید سید رضا عالی فطرت  فرزند سید حسین، ولادت 1342، شهادت 8/3/1362، که در کربلای فکه بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ گزین شوند سودا گزیده را کشتند، سیه بپوش برادر سپیده را کشتند، مگر ز قافله بوی جنون نمی شنوی، ز رودخانه بوی خون نمی شنوی، بیا بیاد شهیدان ره بکار شویم، کفن بپوش برادر که با یکدگرسوار شویم.

 161- پاسدار شهید یحیی سعیدی فرزند علی اکبر، ولادت 1344، شهادت 28/12/1361، که در کربلای ایران منطقه پاسگاه زید به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ استاد شهید مرتضی مطهری:  شهدا محفل بشریت هستند سوختند و محفل بشریت را روشن ساختند.

162- سرباز شهید حجت الله اختری فرزند ابوالفضل، ولادت 1345، شهادت 21/4/1367، که در کربلای زبیدات بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ تو ای مادر مکن زاری، که من اکنون بسی شادم، نمرده زنده می باشم، بود رنج تو در یادم، همانا شیر پاک تو، مراجانباز پرورده، که جان خویشتن را، در راه اسلام وطن دادم.

163- استوار دوم شهید سید محمد حسینی فرزند سید مهدی ، شهادت در سن 23 سالگی در تاریخ 5/7/1360، که در نبرد با کفار بعثی در جبهه دارخوین بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ افسوس که روح در بدن نیست مرا، یک بلبل مست درچمن نیست مرا، یاران و برادران مرا یاد کنید، با فاتحه ای روح مرا شاد کنید.

164- بسیجی شهید حاج محمود یحیایی فرزند علی ، متولد 30/7/1331 که در تاریخ 5/4/1360 در منطقه مریوان در مصاف با بعثیون مزدور عراقی شهد گوارای شهادت را نوشید. مجنون صفت به دشت جنون پا گذاشتیم، سر در قفای لیلی معنی گذاشتیم، در گرد شمع دوست چو پروانه سوختیم، تصویر عشق را به تماشا گذاشتیم.

165- شهید ابراهیم قاسمپور فرزند غلامرضا ، ولادت 1339، شهادت 1/2/1360، که در کربلای چزابه به درجه رفیع شهادت نایل گردید. امام خمینی: "باید عزیزانمان را فدای اسلام کنیم". گزین شوند سودا گزیده را کشتند، سیه بپوش برادر سپیده را کشتند، مگر ز قافله بوی جنون نمی شنوی، ز رودخانه بوی خون نمی شنوی.

166- پاسدار شهید محمد حسین وکیلیان فرزند عباسعلی، ولادت 1337، شهادت 14/8/1359، که در کربلای پاوه  بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "مکتبی را که این جانب دارم در آن مسئولیت سنگینی را به دوشم احساس می نمایم".

167- شهید ناصر بیاری فرزند علی اکبر، که در سن 25 سالگی شهادت 9/10/1357 مطابق با 29 محرم الحرام 1399 قمری بدست دژخیمان طاغوت بدرجه رفیع شهادت نایل آمد. ناصر بارخ گلگون اگر در خاک پنهان شد، زخونش باغ عشق و دین گل افزون و گلستان شد. ناصر بیاری شاد زی در گلشن جاوید، که با خون شهیدان خانه ایمان گل افشان شد.

168- شهید سید جعفر میر غفوریان فرزند سید حسین، ولادت 1327، شهادت 9/10/1357، که در حین راهپیمایی بدست مزدوران رژیم پهلوی در مقابل پاسگاه ژاندارمری بسطام به درجه رفیع شهادت نایل گردید استاد شهید مرتضی مطهری: "شهدا شمع محفل بشریتند سوختند و محفل بشریت را روشن ساختند".

169- پاسدار شهید مسعود طاهری فرزند حسین، ولادت 1340، شهادت 1/12/1360، که در تنگه چزابه بدرجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "جنگ با صدام یزید متجاوز آخرین جنگ و مبارزه ما نیست و این مبارزه تا نابودی کامل او و پایان صدام یعنی استکبار جهانی ادامه خواهد داشت".

170- شهید عباس قاسمپور فرزند غلامرضا، ولادت 1346، شهادت 21/11/1364، که در کربلای فاو بدرجه رفیع شهادت نایل و به لقا یار پیوست؛ همپای نسیم ره به کویش بردند، دل را چو نظر به جستجویش بردند، سرباخته و به ارمغان همچون گل، یک پیکر غرق خون بسویش بردند.

ادامه دارد....

سنگ نوشته ها بر قبور شهدای شهرستان شاهرود (4)

ایام عید نوروز است و به رسم نیکوی سر زدن به گذشتگان، امروز سه شنبه سوم فروردین ۱۳۹۵ بعد از ورزش صبحگاهی، سری به مزار شهدای شهر شاهرود زدم، تعدادشان زیاد است و لذا به نظرم رسید تنها چهره ها را از روی عکسی که بر سنگ مزارشان حکاکی شده است، مرورشان کنم، دیدم اغنا نمی شوم و باید به نام ها نیز نگاه کرد، نام ها را که دیدم، محل و تاریخ شهادت شان کنجکاوم کرد و...،

خلاصه گفتم سنگ را با نوشته اش با خود ببرم و موبایل را بیرون کشیدم و شروع به عکس برداری از سنگ مزارشان کردم تا در یک فرصت مناسب خوب نگاه شان کنم، اینجا با عکس ها و نام هایی مواجه می شوی که آشنایند، همسنگرانی که روزی با آنان بودم و ناگهان انفجاری، شلیکی و...، از قافله ی ما جدا شدند و راه خود را پی گرفتند و رفتند، تا ما بمانیم و گرفتار شویم.

ابتدا از سنگ مزار چند تن از آنان که آشناتر بودند عکسی گرفتم، ولی باز با خود گفتم مگر می توان در این بین شان نا آشنایی یافت که همه از یک جبهه و هدف بودیم و لذا به ترتیب و بدون انتخاب از 250 تن از آنان عکس گرفتم؛ حسابی انسان را در تفکر فرو می برند، هزاران پیام دارند، حیفم آمد این سنگ نوشته ها که تاریخ قهرمانان و ایثارگران و جوانان این مرز و بوم است را با شما به اشتراک نگذارم، تا شما هم با توجه به حالتان با آنان ارتباط بگیرید. با کسانی که جان در راه میهن خود فدا کردند و امروز به نظاره اعمال ما نشسته اند.

 برای من که این سرزدن به آنان دردسر ساز شد و شرمسار از نزدشان مرخص شدم و... هر بار که سری به آنان می زنم منقلبم می کنند، انگار سخنان زیادی دارند و از انتظارات شان می گویند، از سن و سال شان، تیره و تبارشان، اهداف شان، دل نگرانی ها شان، طلوع و غروب شان و... چیزهای زیادی برای یادآوری دارند و...

این جنگ و انقلاب را این مردم پیش بردند، وقتی به مزار شهدای آنان در این راه سر می زنی کلکسیونی از نام ها، سن و سال ها، تیره و تبارها، فامیل ها و... می یابی که در نقطه، نقطه ی منطقه ایی به گستردگی یک مرز چند هزار کیلومتری جان باختند تا ذره ایی از این خاک را دشمن نتواند جدا کند و ثروت، مال و ناموس این کشور دوباره به یغما و تاراج دشمن نرود. کافیست از کنار قبرهای آنان کمی با توجه بگذری و به سنگ نوشته قبورشان توجهی کنی هزار نکته در آن نهفته است:

 بر سنگ نوشته برخی از شهدای مزار شهر شاهرود بدین شرح نگاشته اند:

107- پاسدار شهید مجید رحیمیان فرزند محمد حسن، ولادت 1343، شهادت 19/3/1363، که در کربلای جاده اهواز از خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "پدر و مادر عزیزم، تقاضای من این است که فرمان امام را با دل و جان بگوش بگیرید و عمل نیز بکنید".

108- پاسدار شهید سید علی خاتمی فرزند سید حسن، ولادت 1340، شهادت 19/3/1363، که در کربلای جاده اهواز از خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "باید که در این راه شیوه مردان خدا را استقامت و صبر و شکیبایی و ایثارگری و از جان گذشتگی پیش روی خود قرار داد و مطیع امر خدا، ولایت امر بود".

109- گروهبان دوم شهید علی اکبر مزحجی فرزند محمد کاظم، ولادت 1336، شهادت 21/2/1363، که در کربلای سومار به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ آنانکه ره عشق گزیدند همه، در کوی شهادت آرمیدند همه، در معرکه دو کون فتح از عشق است، زیرا که سپاه او شهیدند همه.

110-  گروهبان دوم شهید محسن میرزایی فرزند غلامرضا، ولادت 1342، شهادت 11/1/1363، که در کربلای جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ یادی که پس از خون جگر شد جامش، این بود به روز واپسین پیغامش، آنکس که ره حسین ع را می پیمود، شهد است شرنگ عاشقی در کامش.

111-  درجه دار شهید محمد رضا خطیب کیانی فرزند علی، ولادت 1341، شهادت 26/12/1362، که در کربلای اهواز به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ عاشق چو شدی تیر به سر باید خورد، زهری که رسد همچو شکر باید خورد، در راه وصال دوست با چهره باز، دریا دریا خون جگر باید خورد.

112-  گروهبان دوم شهید عبدالحمید خطیب زاده فرزند عباسعلی، ولادت 1341، شهادت 11/12/1363، که در کربلای جفیر شهد گوارای شهادت را نوشید؛ دل بر جهان مبند که این بی وفا عروس، با هیچ کس شبی به محبت سحر نکرد. قسمتی از گفتار شهید: خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت".

113-  سرباز شهید حسین یونس آبادی فرزند محمد، ولادت 1341، شهادت 11/12/1362، که در کربلای جفیر به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "پدر و مادرم از این که یکی از فرزندانتان را در راه اسلام داده اید خوشحال بوده و همیشه به یاد شهدای کربلا باشید".

114-  پاسدار شهید حسن برجسته واعظی فرزند شیخ علی، ولادت 1341، شهادت 2/3/1362، که در کربلای پاسگاه زید به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "شهادت کوتاه ترین و عاشقانه ترین و خالصانه ترین راه برای رسیدن به خداست شهادت پرواز شکوهمند انسان از خاک تا خداست و انتخابی آگاهانه و مخلصانه است".

114-  پاسدار شهید حسن یونسیان فرزند مهدی، ولادت 1340، شهادت 15/8/1361، که در کربلای عین خوش عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "بروید راهی را که انبیا رفتند راهی که اولیا رفتند راهی را که شهدا رفتند که بسی زیباست این راه و پیمودن این راه خستگی ندارد ببینید که چقدر خون یک شهید به جامعه تحرک می دهد ".

115-  پاسدار شهید محمد حسن خراط فرزند محمد، ولادت 1342، شهادت 16/8/1361، که در کربلای عین خوش به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "امروز به شما وصیت می کنم که دست از حمایت امام امت بر ندارید مبادا از حمایت امام دست بردارید".

116-  پاسدار شهید محمد اسماعیل کریمی فرزند غلام حسن، ولادت 1343، شهادت 14/8/1361، که در کربلای عین خوش عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "امیدوارم که توانسته باشم با شهادتم هدف خود را بیان کرده باشم ای کاش صد جان می داشتم و فدای اسام محمد ص و خط سرخ و پرخروش ولایت فقیه می کردم. ای مردم مرگ من در زندگی است، چون بمیرم مرگ من در زندگی است".

117-  پاسدار شهید محمد علی کاظمی فرزند غلامحسین، ولادت 1344، شهادت 11/8/1361، که در کربلای عین خوش عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ امام خمینی: "خط سرخ شهادت خط آل محمد ص و علی  ع است". عاشق چو شدی تیر به سر باید خورد، زهری که رسد همچو شکر باید خورد، در راه وصال دوست با چهره باز، دریا دریا خون جگر باید خورد

118-  پاسدار شهید محمد باقر قرایی فرزند صفر علی، ولادت 1343، شهادت 11/8/1361، که در کربلای عین خوش توسط صدامیان کافر به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "نگذارید خون شهیدان اسلام را پایمال کنند این مسولیتی است که از خدا و پیروانش به شما رسیده است از سپرده ات حفاظت کن".

119-  پاسدار شهید ابراهیم حقیقت فرزند حسن، ولادت 1340، شهادت 11/8/1361، که در کربلای عین خوش عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ اشعاری که شهید بدان علاقه داشت: "بر لبش قفل است و در دل رازها، لب خموشی و دل پر از آواز ها، عارفان که جام حق نوشیده اند، رازها داشت و پوشیده اند، هر که را اسرار حق آموختند، مهر کردند و دهانش دوختند".

120-  پاسدار شهید حسین فروغی فرزند ابوالقاسم، ولادت 1342، شهادت 11/8/1361، که در کربلای عین خوش عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "نمی دانم آیا لیاقت این را دارم که این جسم مادی و ناچیز را، این بدن کثیف که غرق در گناه است، هدیه در راه رضای تو کنم، خدایا از خود بی خودم کن که دیگر طاقت ندارم، دلم میخواست دور از هیاهوی این دنیای مادی به خاک سپرده می شدم، دلم میخواست مانند شهدای گمنام باشم و در همان بیابان ها می ماندم".

121-  پاسدار شهید مجید یونسیان فرزند عباس، ولادت 1345، شهادت 11/8/1361، که در کربلای عین خوش عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "از شما امت عزیز و شهید پرور می خواهم که هیچگاه راه حق یعنی راه شهدایی که موفق شدند خون ناقابل خود را در راه اسلام فدا کنند فراموش نکرده و در راه آزادی تمامی مستضعفین جهان قدم بردارید".

122-  بسیجی شهید عبدالله طاهری فرزند فضل الله، ولادت 1343، شهادت 26/4/1361، که در کربلای بصره و عملیات رمضان به درجه رفیع شهادت نایل گردید و پیکر پاکش پس از 40 روز به خاک سپرده شد؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "اگر می خواهید در کارهایتان موفق شوید سعی کنید اصل کار را که برای رضای خداست گم نکنید و ضرورت پیروی از ولایت فقیه و روحانیت شیعه و صبر و استقامت و سعی در انسجام و شرکت در مراسم دعا و قرآن و نماز جماعت را متذکر می شوم".

123- جوان شهید حادثه منا، مهاجر الی الله، حاج مجید یونسیان فرزند هادی، شهادت 2/7/1394، پیام شهید: "خدایا بگذار در برکه عرفه خود را از زنگار غفلت و معصیت شستشو داده به امید انکه از این لحظه ها استفاده کرده و حضرت صاحب الزمان عج گوشه چشمی به این حقیر نماید. پیام شهد در عصر غیبت، پشتیبان ولایت فقیه بودن و حرکت در راه ولایت است که حرکت در این راه کمتر از شهادت نیست".

124-  پاسدار شهید پرویز پروانی فرزند حسن، ولادت 1339، شهادت 16/5/1362، که در کربلای مهران عملیات والفجر سه به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "پدر و مادرم امیدوارم همانطور که از اول انقلاب تا به حال همگام با آن پیش رفته اید از این به بعد هم ادامه دهید و قاطع تر بیاری امام مان روح خدا بشتابید".

125-  پاسدار شهید احمد رضایی فرزند محمد اسماعیل، ولادت 1333، شهادت 16/5/1362، که در کربلای مهران عملیات والفجر سه به فیض عظمای شهادت نایل گردید؛ اشعاری از متن وصیت نامه شهید: "روزها فکر من این است و همه شب سخنم، که چرا غافل از احوال دل خویشتنم، ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست، به امید سرکویش پرو بالی بزنم".

126- روحانی شهید شیخ محمد تهرانی فرزند علی اصغر، ولادت 1334، شهادت 16/5/1362، که در کربلای مهران عملیات والفجر سه به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ استاد شهید مطهری: "شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام می شود بنشینند و آسایش بیابند".

127-  پاسدار شهید سعید امیری فرزند اسدالله، ولادت 1345، شهادت 28/11/1362، که در کربلای کردستان "بانه" شربت شهادت را نوشید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "برای رضای خدا و دفاع از وطن به جبهه آمدم. امام خمینی: هر موی شهیدی از ما و از هر قطره خونی که به زمین می ریزد انسان هایی مصمم و مبارزی به وجود می آید.".

128-  سرباز شهید محمد رضا غلامی فرزند اکبر، ولادت 1342، شهادت 28/11/1362، که در کربلای کردستان شربت شهادت را نوشید؛ هر که از تن بگذرد جانش دهند، هر که جان در باخت جانانش دهند، هرکه بی سامان شود در راه دوست، در دیار دوست سامانش دهند.

129-  پاسدار شهید غلامرضا رستمی فرزند محمد ، ولادت 1343، شهادت 5/12/1362، که در کربلای کردستان به فیض عظمای شهادت نایل گردید؛ قسمتی از گفتار شهید: "در همه وقت به فکر خدا باشید و به فکر این که هر لحظه مرگ می خواهد به سراغ شما بیاید".

130-  پاسدار شهید مهدی ناطقی فرزند محمد اسماعیل، ولادت 1346، شهادت 28/12/1362، که در کربلای جزیره مجنون و بر اثر بمباران شیمیایی به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "چه بهتر آنکه مرگ ما شهادت در راه خدا باشد که این سعادت عظیم نصیب هر کسی نمی شود جز بندگان خالص خدا".

131-  سرباز شهید محمد رضا مشتاقی فرزند علی محمد، ولادت 1343، شهادت 13/8/1362، که در کربلای اندیمشک به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ لاله این چمن الوده به رنگ است هنوز، سپر از دست مینداز برادر که جنگ است هنوز.

132-  پاسدار شهید سید کاظم میر حسنی فرزند سیدحسن، ولادت 1341، شهادت 21/11/1364، که در کربلای اروند رود عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "ما دل بر این دو روز دنیا نبستیم در انتظار زندگی بی نهایتیم ما از حسین ع درس شهادت گرفته ایم ما پیروان مکتب وحی و ولایتیم به جبهه آمدم تا با خونم هر چند که ناقابل است درخت اسلام را آبیاری کنم آمده ام تا هستی خود را نثار جانان سازم آمده ام تا دینم را به دینم ادا کنم".

133- بسیجی شهید سید حبیب الله میرحسنی فرزند سید حسن، ولادت 1345، شهادت 11/8/1361، که در کربلای موسیان عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ قسمتی از وصیت نامه شهید: "بر سر قبرم پرچم سبزی نصب کنید بر بازویم بازوبند سبزی است که آن را باز نکنید تا همه دشمنان بدانند که تا اخرین قطره خونم پیرو راه حسین ع و راه جدم و پیرو مادرم زهرا س بوده ام و از امام اطاعت کرده ام".

134-  پاسدار شهید احمد اسدیان فرزند اسدالله، ولادت 1342، شهادت 2/3/1361، که در کربلای خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ شهید مرتضی مطهری: "منطق شهید دمیدن روح به اندام مرده ارزش های انسانی است منطق حماسه آفرینی است منطق دورنگری است بلکه بسیار دور نگری است".

135- سرباز شهید محمود کلانتری فرزند محمد ، ولادت 1339، شهادت 3/3/1361، که در کربلای خرمشهر به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ استاد شهید مرتضی مطهری: "شهید از راه خون خودش خودش را در اجتماع جاوید می کند یعنی خون جاوید در اجتماع به وجود می آورد" بزرگ فلسفه شهادت این است، مرگ سرخ به از زندگی ننگین است.

136- بسیجی شهید محمد حسن بیدگلی فرزند آقا کوچک، ولادت 1344، شهادت 25/12/1363، که در کربلای منطقه عملیاتی شرق دجله به درجه رفیع شهادت نایل گردید؛ و پیکر پاکش بعد از ده سال به خاک سپرده شد. در قامت خونین تو ایمان نشکست، بر جلوه ایثار و وفای تو درود، پیمانه اگر شکست پیمان نشکست.

ادامه دارد....

سنگ نوشته ها بر قبور شهدای شهرستان شاهرود (3)

ایام عید نوروز است و به رسم نیکوی سر زدن به گذشتگان، امروز سه شنبه سوم فروردین ۱۳۹۵ بعد از ورزش صبحگاهی، سری به مزار شهدای شهر شاهرود زدم، تعدادشان زیاد است و لذا به نظرم رسید تنها چهره ها را از روی عکسی که بر سنگ مزارشان حکاکی شده است، مرورشان کنم، دیدم اغنا نمی شوم و باید به نام ها نیز نگاه کرد، نام ها را که دیدم، محل و تاریخ شهادت شان کنجکاوم کرد و...،

خلاصه گفتم سنگ را با نوشته اش با خود ببرم و موبایل را بیرون کشیدم و شروع به عکس برداری از سنگ مزارشان کردم تا در یک فرصت مناسب خوب نگاه شان کنم، اینجا با عکس ها و نام هایی مواجه می شوی که آشنایند، همسنگرانی که روزی با آنان بودم و ناگهان انفجاری، شلیکی و...، از قافله ی ما جدا شدند و راه خود را پی گرفتند و رفتند، تا ما بمانیم و گرفتار شویم.

ابتدا از سنگ مزار چند تن از آنان که آشناتر بودند عکسی گرفتم، ولی باز با خود گفتم مگر می توان در این بین شان نا آشنایی یافت که همه از یک جبهه و هدف بودیم و لذا به ترتیب و بدون انتخاب از 250 تن از آنان عکس گرفتم؛ حسابی انسان را در تفکر فرو می برند، هزاران پیام دارند، حیفم آمد این سنگ نوشته ها که تاریخ قهرمانان و ایثارگران و جوانان این مرز و بوم است را با شما به اشتراک نگذارم، تا شما هم با توجه به حالتان با آنان ارتباط بگیرید. با کسانی که جان در راه میهن خود فدا کردند و امروز به نظاره اعمال ما نشسته اند.

 برای من که این سرزدن به آنان دردسر ساز شد و شرمسار از نزدشان مرخص شدم و... هر بار که سری به آنان می زنم منقلبم می کنند، انگار سخنان زیادی دارند و از انتظارات شان می گویند، از سن و سال شان، تیره و تبارشان، اهداف شان، دل نگرانی ها شان، طلوع و غروب شان و... چیزهای زیادی برای یادآوری دارند و...

این جنگ و انقلاب را این مردم پیش بردند، وقتی به مزار شهدای آنان در این راه سر می زنی کلکسیونی از نام ها، سن و سال ها، تیره و تبارها، فامیل ها و... می یابی که در نقطه، نقطه ی منطقه ایی به گستردگی یک مرز چند هزار کیلومتری جان باختند تا ذره ایی از این خاک را دشمن نتواند جدا کند و ثروت، مال و ناموس این کشور دوباره به یغما و تاراج دشمن نرود. کافیست از کنار قبرهای آنان کمی با توجه بگذری و به سنگ نوشته قبورشان توجهی کنی هزار نکته در آن نهفته است:

 بر سنگ نوشته برخی از شهدای مزار شهر شاهرود بدین شرح نگاشته اند:

67- پاسدار شهید عباسعلی مالک فرزند رضا، ولادت 1346، شهادت 25/12/1363، که در کربلای شرق دجله در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "ای امت شهید پرور من بعنوان یک برادر از شما می خواهم که به هیچ وجه و در هر برهه از زمان امام عزیزمان را تنهانگذارید و صحبت ها و پندهای امام عزیز را گوش فرا دهید چرا که سخنان او مانند دواست برای شفای مریضان".

77- پاسدار شهید محمد جعفر فنایی شاهرودی فرزند رضا، ولادت 1337، شهادت 25/12/1363، که در کربلای شرق دجله در عملیات بدر شربت شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش در منطقه باقی مانده است، قسمتی از وصیتنامه شهید: "هر کس که در پی محو باطل و دنبال حق باشد باید لباس سرخ بپوشد باید خون سرخش چهره سفیدش را رنگین کند چرا آنقدر در خانه بمانم که مرگ به سراغ من آید چرا آغوش در استقبال مرگ سرخ نگشایم".

87- پاسدار شهید علی رحیمی فرزند احمد، ولادت 1343، شهادت 25/12/1363، که در کربلای شرق دجله در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "و این کلام را مردم بخوانید که امام جانشین مهدی عج و پرچمدار لشکر و سخنگوی او در عصر غیبت است پس کلام او را به حاکم بدن که همانا قلب باشد تحمیل کنید تا اعضا و جوارح را در طریق هدایت قرار دهد. آیا کدام شیعه به نعشت نماز کرد؛ آیا کدام دوست تنت را حفاظ کرد؛ غسلت که داد کفنت را برید و دوخت؛ بر حالت غریبت آیا دل که سوخت".

97- پاسدار شهید منصور جلالی فرزند اسماعیل، ولادت 1335، شهادت 25/12/1363، که در کربلای شرق دجله در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "هدف تمام شهادت ها و مبارزات ما نیز این است که حکومت الله و مکتب اسلام در سطح جهان برقرار گردد پس ای کسانی که تعهد اسلام دارید آگاه باشید که امروز روز آزمایش است".

80- پاسدار شهید محمد مصطفایی فرزند حسین، ولادت 1348، شهادت 25/12/1363، که در کربلای شرق دجله در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "ای امت قهرمان ای یاوران امام ای منتظران مهدی عج نکند خدای ناکرده از انقلاب مایوس بشوید این انقلاب مقدمه ای است برای انقلاب جهانی مهدی".

81- جهادگر شهید حاج محمد حاج اسماعیلی فرزند اسدالله، ولادت 1312، شهادت 8/5/1363، که در کربلای سبدکان عراق شربت شهادت را نوشید، قسمتی از اشعار شهید: "اگر از آسمان ها تیر ببارد؛ وگر خون از سر شمشیر ببارد؛ اگر صدام هزاران تانک آرد؛ اگر ریگان هزاران ناو آرد؛ قسم بر نهضت پاک حسینی؛ که هرگز برنگردم از خمینی".

82- سرباز شهید محمد علی یونسیان فرزند محمد، ولادت 1344، شهادت 3/5/1364، که در کربلای کلاشین به درجه رفیع شهادت نایل گردید. عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود، جوینده عشق بی عدد خواهد بود؛ فردا که قیامت آشکار گردد، هرد که نه عاشق است رد خواهد بود.

83- شهید محمد تقی ابراهیمی فرزند علی اصغر، ولادت 1343، شهادت 18/3/1364، که در کربلای مریوان به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از گفتار شهید: "شهادت در راه اسلام افتخار من است، پدرجان من از شهادت باکی ندارم"

84- سرباز شهید حسین عرب یار محمدی فرزند حسن،  ولادت 1343، شهادت 15/3/1364، که در کربلای سایت آبدانان بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. استاد شهید مرتضی مطهری: "هیچ وقت خون شهید هدر نمی رود خون شهید به زمین نمی ریزد خون شهید هر قطره اش تبدیل به صدها قطره و هزاران قطره بلکه به دریایی از خون تبدیل می گردد و در پیکر اجتماع وارد می شود"

85- پاسدار شهید حسین درزی حرفه فرزند جمشید، ولادت 1347، شهادت 6/3/1364، که در کربلای مهران به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "ای مسلمانان هرگز از حق نگذرید و حتی یک قدم نیز عقب نشینی نکنید که این نشان دهنده قدرت مسلمین است و در راه خدا مال ها  و جان ها را فدا کنید که خدا بهشت را به بها دهد نه به بهانه".

86- سرباز شهید احمد منظمی فرزند علی اکبر، ولادت 1354، شهادت 25/4/1375، که در در حین درگیری با سوداگران مرگ (مواد مخدر) در منطقه شرق کشور شهرستان زاهدان به فیض عظمای شهادت نایل گردید.  مردان خدا چه باصفا می میرند، جان باخته در راه خدا می میرند، گویی که در رسیده حکم آزادیشان، خندان لب و با میل و رضا می میرند.

87- سرباز شهید غلامرضا باقریه فرزند محمد علی، ولادت 1344، شهادت 12/2/1364، که در کربلای حاج عمران به درجه رفیع شهادت نایل گردید، استاد شهید مرتضی مطهری: "هیچ وقت خون شهید هدر نمی رود خون شهید به زمین نمی ریزد خون شهید هر قطره اش تبدیل به صدها قطره و هزاران قطره بلکه به دریایی از خون تبدیل می گردد و در پیکر اجتماع وارد می شود"

88- پاسدار شهید محمد رضا زمانی فرزند حسین، ولادت 1342، شهادت 21/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "اینجانب بنابر وظیفه شرعی و جهت لبیک به حسین زمان عازم جبهه شدم تا بلکه به تکلیفم عمل کرده باشم و از امت حزب الله می خواهم در راه حق قدم بردارند".

89- پاسدار شهید علیرضا عمودی فرزند محمد حسن، ولادت 1347، شهادت 21/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "تا مادامی که کفر باشد جنگ هم هست و باید در برابرشان قیام کرد در این برهه از زمان درخت اسلام نیاز به خون دارد تا رشد و نمو کند و به ملل دیگر هم صادر شود".

90- پاسدار شهید سید تقی حسینی فرزند سید علی اکبر، ولادت 1345، شهادت 21/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "بنگرید به شهیدان که چگونه پیام امام شان را لبیک گفته و با هر کس جز خدا وداع کرده اند پس راه شان را پیش گیرید . این کاخ که می باشد گاه از تو گاه از من، جاوید نمی ماند خواه از تو خواه از من".

91- پاسدار شهید حسن قهابی فرزند علی اکبر، ولادت 1345، شهادت 4/1/1365، که در کربلای فاو و در عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از مناجات شهید: "خدایا تو خود گفتی که بخوان من هم خواندم تو خود وعده استجابت دادی طلبم را بر آور، خدایا آمده ام تا امشب بینا شوم، آمده ام تا که گویا شوم".

92- پاسدار شهید محمد رضا سلمانی فرزند محمد میرزا، ولادت 1343، شهادت 26/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از اشعار شهید: "ببوسم دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد، بیا بابا تماشا کن رضای تو شده داماد، به حجله می روم شادان ولی زخم بدن دارم، بجای رخت دامادی لباس خون به تن دارم".

93- پاسدار شهید غلامرضا فصیح بیگی فرزند عباسعلی، ولادت 1342، شهادت 20/12/1363، که در کربلای جزیره مجنون و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "خواهرانم اگر برادری ندارید که سلاح مرا بگیرد و راهم را ادامه دهد شما عزیزان چون زینب با حجاب خود سلاح به زمین افتاده برادرتان را به دست گیرید و تا آخرین نفس یار و یاور پیر جماران باشید".

94- پاسدار شهید مجتبی صدیقی فرزند کاظم، ولادت 1343، شهادت 21/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "خطابم با شما کوردلانی است که آگاهانه به خیالات واهی می خواهید زهر خود را براندام این جامعه بخورانید، نه شمایید چون آنانکه بودند و نه ماییم چونانکه شما می پندارید و نه امام آنکه در خیال دارید".

95- دانش آموز بسیجی شهید حسن خواجه مظفری فرزند قربان، ولادت 1349، شهادت 3/1/1366، که در کربلای شلمچه در عملیات کربلای 5 به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "اگر مقرر شد که این فرزند دیگرتان نیز در راه خدا شهید شود ناراحت نباشید افتخار کنید و بدانید که اجر و پاداشتان پیش خدای بزرگ محفوظ خواهد بود".

96- پاسدار شهید ابراهیم خواجه مظفری فرزند قربان، ولادت 1346، شهادت 26/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "ای مادر عزیزم بدان که من دیر زمانی است که آرزوی چنین روزی را داشتم و تو اجری بس عظیم نزد پروردگارت داری".

97- پاسدار شهید حسین علی محمدی فرزند اسدالله، ولادت 1341، شهادت 23/10/1365، که در کربلای شلمچه در عملیات کربلای 5 به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "سفارش می کنم شما را به زهد در دنیا و میل به عبادت و اینکه خود را مشغول دنیا نکنید زیرا دنیا و آنچه در آن است ارزشی ندارد چه برسد به آن که انسانی خود را سرگرم آن نماید".

98- پاسدار شهید محمود علی محمدی فرزند اسدالله، ولادت 1348، شهادت 25/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "پدر و مادرم امیدوارم هیچ ناراحت نباشید چون ما راهی را می رویم که حسین بن علی ع رفته است و باید حسین وار شهید شویم".

99- سرباز شهید علیرضا قبادی فرزند محمد حسن، ولادت 1341، شهادت 18/12/1363، که در کربلای پادگان ستوه به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، هر قطره خون من یکی لاله شود، هر آه دلم هزار ناله شود، فردا که زخاک من بروید گل سرخ، گل خانه مزار و خاکم از ژاله شود.

100- سرباز شهید محمد دهقان پور فرزند محمد حسن، ولادت 1344، شهادت 24/1/1364، که در کربلای سومار به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، یارب شهیدان در شهادت ها چه دیدند، ازما بریده سوی تو هجرت گزیدند، پیرایه وابستگی از تن دریدند، آزاد گردیدند و سویت پر کشیدند.

101- پاسدار شهید حسین شاهسورای فرزند حسن، ولادت 1347، شهادت 30/1/1364، که در کربلای مهران و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، یادی که پس از خون جگر شد جامش، این بود به روز واپسین پیغامش، آنکس که ره حسین ع را می پیمود، شهد است شرنگ عاشقی در کامش.

102- دانش آموز بسیجی شهید محمد رضا حسینی فرزند رجبعلی، ولادت 1349، شهادت 29/2/1367، محل شهادت ماووت عراق، قسمتی از وصیتنامه شهید: "امام حسین ع: اگر دین جدم محمد ص با کشته شدن من باقی می ماند پس ای شمشیرها مرا دریابید، ما هم به عنوان سرباز امام زمان عج می گوییم اگر نهضت خمینی جز با کشته شدن ما باقی نمی ماند پس ای گلوله های سربی ما را دریابید".

103- پاسدار شهید مهدی علی مردان فرزند رسول، ولادت 1345، شهادت 21/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، قسمتی از وصیتنامه شهید: "ای خانواده محترم بدانید آگاهانه و با چشمی باز راه خود را انتخاب نمودم و پا در این راه مقدس نهادم پس مبادا پشت به امام و انقلاب کرده و از خدا صبر طلب کنید که خداوند با صابران است".

104- جهادگر شهید محمد حسن امانی فرزند محمد ابراهیم، ولادت 1332، شهادت 28/7/1363، که در کربلای کردستان به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، این سرو حیات جاودانی دارد، کو روح و پیام آسمانی دارد، هر چند که زیر بار رگبار شکست، در جنت عشق زندگانی دارد.

105- پاسدار شهید علی غلامی فرزند حسین، ولادت 1308، شهادت 14/4/1363، که در کربلای کردستان "بانه" توسط گروهک های وابسته به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، امام خمینی ره: "در قاموس شهادت واژه وحشت نیست."  بزرگ فلسفه شهادت این است، که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است.

106- سرباز شهید مصطفی مخبریان فرزند محمد تقی، ولادت 1342، شهادت 14/4/1363، که در کربلای جاده میاندوآب به درجه رفیع شهادت نایل گردید ، ما فنا فی الله عشقیم و بقا از آن ماست، حمدالله هر زمان نصر خدا از آن ماست، حق خود را می ستانیم از یزدی مسلکان، تا همه عالم بدانند کربلا از آن ماست.

ادامه دارد....

سنگ نوشته ها بر قبور شهدای شهرستان شاهرود (2)

ایام عید نوروز است و به رسم نیکوی سر زدن به گذشتگان، امروز سه شنبه سوم فروردین ۱۳۹۵ بعد از ورزش صبحگاهی، سری به مزار شهدای شهر شاهرود زدم، تعدادشان زیاد است و لذا به نظرم رسید تنها چهره ها را از روی عکسی که بر سنگ مزارشان حکاکی شده است، مرورشان کنم، دیدم اغنا نمی شوم و باید به نام ها نیز نگاه کرد، نام ها را که دیدم، محل و تاریخ شهادت شان کنجکاوم کرد و...،

خلاصه گفتم سنگ را با نوشته اش با خود ببرم و موبایل را بیرون کشیدم و شروع به عکس برداری از سنگ مزارشان کردم تا در یک فرصت مناسب خوب نگاه شان کنم، اینجا با عکس ها و نام هایی مواجه می شوی که آشنایند، همسنگرانی که روزی با آنان بودم و ناگهان انفجاری، شلیکی و...، از قافله ی ما جدا شدند و راه خود را پی گرفتند و رفتند، تا ما بمانیم و گرفتار شویم.

ابتدا از سنگ مزار چند تن از آنان که آشناتر بودند عکسی گرفتم، ولی باز با خود گفتم مگر می توان در این بین شان نا آشنایی یافت که همه از یک جبهه و هدف بودیم و لذا به ترتیب و بدون انتخاب از 250 تن از آنان عکس گرفتم؛ حسابی انسان را در تفکر فرو می برند، هزاران پیام دارند، حیفم آمد این سنگ نوشته ها که تاریخ قهرمانان و ایثارگران و جوانان این مرز و بوم است را با شما به اشتراک نگذارم، تا شما هم با توجه به حالتان با آنان ارتباط بگیرید. با کسانی که جان در راه میهن خود فدا کردند و امروز به نظاره اعمال ما نشسته اند.

 برای من که این سرزدن به آنان دردسر ساز شد و شرمسار از نزدشان مرخص شدم و... هر بار که سری به آنان می زنم منقلبم می کنند، انگار سخنان زیادی دارند و از انتظارات شان می گویند، از سن و سال شان، تیره و تبارشان، اهداف شان، دل نگرانی ها شان، طلوع و غروب شان و... چیزهای زیادی برای یادآوری دارند و...

این جنگ و انقلاب را این مردم پیش بردند، وقتی به مزار شهدای آنان در این راه سر می زنی کلکسیونی از نام ها، سن و سال ها، تیره و تبارها، فامیل ها و... می یابی که در نقطه، نقطه ی منطقه ایی به گستردگی یک مرز چند هزار کیلومتری جان باختند تا ذره ایی از این خاک را دشمن نتواند جدا کند و ثروت، مال و ناموس این کشور دوباره به یغما و تاراج دشمن نرود. کافیست از کنار قبرهای آنان کمی با توجه بگذری و به سنگ نوشته قبورشان توجهی کنی هزار نکته در آن نهفته است:

 بر سنگ نوشته برخی از شهدای مزار شهر شاهرود بدین شرح نگاشته اند:

32 -  پاسدار وظیفه شهید علیرضا زمانی فرزند میرزا، ولادت 1346 شهادت 1365 که در کربلای جاده خندق (هورالعظیم) به فیض شهادت نایل گردید. گزیده ایی از وصایای شهید: "ای مادرم بدان که دیر زمانی است که آرزوی چنین روزی را کشیدم و اجری بس عظیم نزد پروردگارت داری و به رهی که رفتم تفکر کنی آنگاه خوشحال خواهی شد".

33- بسیجی شهید حسینعلی ملکی فر فرزند عباس، ولادت 1346، شهادت 16/1/1365 که در عملیات والفجر هشت در کربلای فاو به خیل دیگر شهدای والامقام پیوست، سحر از باد صبا مژده جانان آمد، پیک فتح و ظفر ازوادی ایمان آمد، رهبر نور به شب شعله زد و جلوه نمود، شد بهار و به تن سوته دلان جان آمد.

34- هادی دربانی فرزند عیسی، ولادت 1341، شهادت 23/12/1365 که در عملیات کربلای 5 "کربلای شلمچه" شهد شیرین شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "بدانید که همه ما برای آخرت آفریده شده ایم نه برای دنیا برای نیستی، نه برای هستی و برای مردن نه برای زندگانی".

35- پاسدار شهید غلامحسین دربانیان فرزند محمود، ولادت 1346، شهادت 24/2/1365 که در کربلای حاج عمران شهد گوارای شهادت را نوشید. گزیده ایی از وصایای شهید: "پدر و مادر عزیزم امیدوارم که از شهید شدن من در راه حق هیچ ناراحتی نداشته باشید بلکه این راه اولیاست و راه آنها را باید ادامه داد".

36- بسیجی شهید احسان الله نوروزی فرزند ابوالقاسم، ولادت 1346، شهادت 2/3/1365 که در کربلای جاده خندق (هورالعظیم) به خیل عظیم شهدا پیوست. قسمتی از وصایای شهید: "من به تمام برادران و خواهران خودم سفارش می کنم که پشتیبانی از امر ولایت فقیه را فراموش نکنند، چون تداوم انقلاب بدون رهبری فقیه عادل و آگاه در جمهوری اسلامی امکان پذیر نمی باشد".

37- سرباز شهید سید مجید محمدیان مغانی فرزند سید محمد، ولادت 1344، شهادت 16/3/1365 که در کربلای حاج عمران شهد گوارای شهادت را نوشید. ما رها کردیم قفس پرواز کردیم سوی دوست، گل زباغ دل نچیدیم جز وصال روی دوست، تیر را با جان خریدیم بهر استقلالُ دین، ما شهادت را گزیدیم جان فدای کوی دوست.

38- سرباز شهید محمود خالق وردی فرزند غلامرضا، ولادت 1344، شهادت 3/3/1365 که در کربلای حاج عمران به فیض عظمای شهادت نایل گردید. گزیده ای از وصایای شهید: "از خداوند متعال خواهانم که پیروزی بزرگ را هر چه زودتر به مردم ما مرحمت نماید و امیدوارم که خون من نقشی در به ثمر رساندن این انقلاب داشته باشد".

39- پاسدار وظیفه شهید حسین معصوم آبادی فرزند محمد علی، ولادت 1346، شهادت 18/11/1366 که در کربلای ماووت عراق به خیل عظیم شهدا پیوست، به راه دین و قرآنم فداکردم جوانی را، به آگاهی پسندیدم بهشت جاوانی را، بگو بر مادر خوبم شهید هرگز نمی میرد، ره عشق و شهادت را ز مولایم علی گیرم.

40-  سرباز شهید سید مجید محمدیان مغانی فرزند سید محمد، ولادت 1344، شهادت 16/3/1365 که در کربلای حاج عمران شهد گوارای شهادت را نوشید، ما رها کردیم قفس پرواز کردیم سوی دوست، گل ز باغ دل نچیدیم جز وصال روی دوست، تیر را با جان خریدیم بهر استقلالُ دین، ما شهادت را گزیدیم جان فدای کوی دوست.

41- پاسدار شهید علیمردان دهقان فرزند محمد علی، ولادت 1333، که در تاریخ 21/11/1376 به خاک سپرده شد. مردان خدا چه با صفا می میرند، جان باخته در راه در راه خدا می میرند، گویی که رسیده حکم آزادی شان، خندان لب و با میل و رضا می میرند.

42- بسیجی شهید محمد علی کابوسی فرزند اصغر، ولادت 1317، شهادت 21/11/1364 که در کربلای اروند رود و عملیات والفجر هشت شهد گوارای شهادت را نوشید و به خیل دوستانش پیوست. آنکس تو را شناخت جان را چه کند، آن کس که تو را شناخت جان را چه کند، فرزند و عیال و خانمان را چه کند، دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دوانه تو هر دو جهان را چه کند.

43- معلم بسیجی شهید جواد ابراهیمی فرزند علی، ولادت 1324، شهادت 21/11/1364 که در کربلای اروند رود عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل آمد. گزیده ای از وصایای شهید: "وظیفه هر فرد مسلمان است که در مقابل کفر به ایستد و نگذارد که دشمنان هر کاری که می خواهند انجام دهند، باید از خاک و مرام مقدس اسلام و شیعه دفاع نماید".

44- پاسدار شهید محمد لطفی فرزند علی، ولادت 1340 که در مورخه 21/11/1364 که درکربلای ام الرصاص و عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل گردید. گزیده ای از وصایای شهید: "روی سخن با منافقین است که ای کوردلان از خدا بی خبر و ای کسانی که در زمان حضرت علی ع آهن گونه بودید و حال با این چهره وارد میدان شده اید، بدانید که امت حزب الله شما را به هیچ وجه نخواهد بخشید".

45- استوار یکم شهید محمد جعفر خدادادیان فرزند ابوالقاسم، ولادت 1331، شهادت 7/12/1364 که در کربلای جنوب به خیل دوستان شهیدش پیوست؛ در سوگ جانگداز تو ای نازنین شهید، بیگانه سوخت تا چه رسد آشنای تو.

46- سردار شهید علیرضا (حمید) کرمانیان فرزند نصرالله، ولادت 1342، شهادت 21/11/1364 که در کربلای فاو و در علمیات والفجر هشت شهد شیرین شهادت را نوشید. گزیده ای از وصایای شهید: "امروز روز ادای تکلیف است، تکلیفی که اسلام بر دوشمان نهاده است، تکلیفی که عمل به آن به فرد فرد ما واجب شرعی است امروز روز عمل است نه سخن".

47- بسیجی شهید بهرام اکبری فرزند حسن، ولادت 1339، شهادت 21/11/1364 که در کربلای ام الرصاص و عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "انقلاب اسلامی را که خونبهای شهیدان گلگون کفن است حفظ کنید و بدانید انقلاب از معجزه های خدای بزرگ است".

48- پاسدار شهید فتح الله یوسفی فرزند عزیزالله، ولادت 1340، شهادت 3/10/1365 که در کربلای فاو و در عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل آمد: قسمتی از وصایای شهید: "دنیا محل آزمایش افراد می باشد مواظب باشید که دنیا شما را به خود به وسیله زیبایی ها، سرمایه ها و هوای نفس نکشاند و از هدف اصلی که سرای دیگر است باز بمانید پس به اجرای احکام الهی گردن نهید که راه نجات همین می باشد".

49- بسیجی شهید علی اکبر صادقی فرزند هاشم، ولادت 1339، شهادت 25/11/1364 که در منطقه فاو و عملیات والفجر هشت بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "از شما عزیزان می خواهم که قدری به خود آیید و انقلابی در درون خود به پا کنید و راه شهیدان را ادامه دهید".

50- بسیجی شهید علی خواجه فرزند رجبعلی، ولادت 1319، شهادت 23/11/1364 که در کربلای اروند رود و در عملیات والفجر هشت بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "رهبریت را که مرجعیت است هرگز تنها نگذارید و به دستورات او جامه عمل بپوشانید که رستگاری در آن است".

51- بسیجی شهید مجید رجبیان فرزند رجبعلی، ولادت 1344، شهادت 14/12/1364 که در کربلای آبادان بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "بار خدایا به حق حسین ع قسمت م دهم مرا بپذیر که می دانی من فقیرم، تو غنی، من گدایی سائلم و معطی، از گناهان پاکم کن و سپس به سوی خودت جلب کن، چرا که آرزوی شهادت به لقا توست ".

52- بسیجی شهید محمد رضا اکبری فرزند عباس، ولادت 1345، شهادت 21/11/1364 که در کربلای اروند رود و عملیات والفجر هشت بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "زندگی کردن در این دنیا همانند زندان است و می خواهم با شتابی هر چه تمامتر به لقا محبوب خویش نائل گردم".

53- پاسدار شهید علیرضا آقائی فرزند صفر علی، ولادت 1343، شهادت 12/6/1364 که در جزیره مجنون بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصیت نامه ی شهید: "پروردگارا تو خود صاحب و ولی نعمت من هستی و از جاجتم آگاهی و می دانی که چه تقاضایی دارم همان تقاضایی که اولیائت داشته که همان شهادت در راهت هست می باشد".

54- پاسدار شهید مصطفی عرب حجی فرزند محمد علی، ولادت 1347، شهادت 12/6/1364، که در کربلای جاده خندق به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "نشر اسلام علی اصغر ها زیاد می خواهد، ابوالفضل ها زیاد می خواهد، کودکان، نوجوانان، پیرها، زن و مردمی باید که خود را فدای اسلام کنند تا دیگر بار بتوانیم به یاری خداوند اسلام را در جهان بگسترانیم".

55- دانش آموز بسیجی شهید حسین وفایی فرزند اسکندر، ولادت 1342، شهادت 19/9/1364، که در کربلای جاده خندق به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "مادرجان در مرگ من ناراحت نباش چون من امانتی در دست شما بودم و باید خوشحال باشی و افتخار کنی و صبر پیشه کنی که فرزندت را در راه خدا دادی".

56- بسیجی شهید حسین شاطری فرزند محمد علی، ولادت 1334، شهادت 21/11/1364، که در کربلای اروند رود و در عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "هدف از انتخاب این راه این بود که چون ما مسلمانیم باید پیرو اسلام عزیز باشیم و دستورهای آن را بکار بندیم و انتخاب اسلام یعنی انتخاب تمام دستوارت آن".

57- پاسدار شهید علیرضا صدیقی فرزند محمد رضا، ولادت 1341، شهادت 22/11/1364، که در کربلای فاو به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "ای زمین غرب و شرق تو شاهد باش که من برای رضای خدا آمده ام جبهه، ای خدا اگر توبه شکسته ام باز آمده ام، خدایا این بدنم ضعیف است".

58- پاسدار شهید سعید قزوینی فرزند اسد الله، ولادت 1341، شهادت 21/11/1364، که در کربلای اروند رود  به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "برادران عزیز همسنگرم ای پاسداران وارث خون حسین و ای حامیان و نگهبانان و خط ولایت و امام استوار و صبور و پرخروش و توفنده بر خصم زبون بتازید و خم بر ابروان نیاورید که اگر چون شمع بسوزیم همچنان باید با این نهضت باشیم  بار را باید به منزلگاه برسانیم." چون کند قافله کوچ از صحرا، آتشی می نهد از خویش به جا، سعید عزیز کوچ کردی تو زسر منزل ما، آتشت مانده ولی بر دل ما.

  59- بسیجی شهید محمد رضا موذن فرزند حسین، ولادت 1344، شهادت 24/11/1364، که در کربلای اروند رود و در عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "ما باید هر وقت امام فرمان رفتن به جبهه ها را داد از دل و جان فرمان امام را لبیک گوییم و خود را به جبهه های حق علیه باطل برسانیم".

60- پاسدار شهید سید علی حسینی فرزند سید تقی، ولادت 1345، شهادت 21/11/1364، که در کربلای اروند رود و عملیات والفجر هشت به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "شهادت منطقی است از حرکت تکاملی آنانکه به وجود مطلق و خالق می پیوندند و جبهه ها محل پیوند عاشق است به معشوق و شما بدانید که من فقط برای رضای خدا به جبهه می روم".

61- بسیجی شهید محمد حسن نادعلی فرزند حاج امام علی، ولادت 1347، شهادت 4/10/1365، که در کربلای شلمچه و عملیات کربلای 4 به درجه رفیع شهادت نایل گردید، و در تاریخ 29/5/1368 به خاک سپرده شد. قسمتی از وصیتنامه شهید: "من بر اساس رسالت مسولیتی که بر عهده دارم در راه خدا و برای پاسداری و حرمت از انقلاب اسلامی و خون های شهدای عزیز به جبهه آمده و به استقبال شهادت رفتیم. تو مکن غیبت و دروغ مگوی، دل خود را ز بخل و کینه بشوی".

62- بسیجی شهید مجید اسد فرزند رضا، ولادت 1347، شهادت 21/11/1364، که در کربلای اروند رود در عملیات والفجر هشت  به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "وصیت من به شما امت شهیدپرور این است که از راه امام و راه مستقیم جلوگیری نکنید و این راه را ادامه دهید و رهبر کبیر را تنها نگذارید و یاریش کنید".

63- بسیجی شهید علی اکبر اسد فرزند رضا، ولادت 1339، شهادت 29/2/1365، که در کربلای مهران و در عملیات مهران به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "اسلحه به زمین افتاده شهیدان را برگیرید و بر دشمن زبون بتازید که خداوند پیروزی را در قرآن به ما بشارت داده است فقط کمی صبر ان الله مع الصابرین".

64- بسیجی دانش آموز شهید حسن (امیر) رحمانی نیا فرزند محرمعلی، ولادت 1345، شهادت 29/2/1365، که در کربلای مهران در عملیات مهران به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "از مردم می خواهم که همیشه رهنمودهای حضرت امام را در زندگی خود بکار گیرند و تقاضامندم تا موقعی که جنگ بین اسلام و کفر هست زندگی خویش را با جنگ هماهنگ سازند".

65- پاسدار شهید عباسعلی مالک فرزند رضا، ولادت 1346، شهادت 25/12/1363، که در کربلای شرق دجله و در عملیات بدر به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "ای امت شهید پرور من بعنوان یک برادر از شما میخواهم که به هیچ وجه در هر برهه از زمان امام عزیزمان را تنها نگذارید صحبت ها و پندهای امام عزیز را گوش فرا دهید چرا که سخنان او مانند دواست برای شفای مریضان".

66- بسیجی دانش آموز شهید حسن (امیر) رحمانی نیا فرزند محرمعلی، ولادت 1345، شهادت 29/2/1365، که در کربلای مهران در عملیات مهران به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصیتنامه شهید: "از مردم می خواهم که همیشه رهنمودهای حضرت امام را در زندگی خود بکار گیرند و تقاضامندم تا موقعی که جنگ بین اسلام و کفر هست زندگی خویش را با جنگ هماهنگ سازند".

ادامه دارد....

سنگ نوشته ها بر قبور شهدای شهرستان شاهرود (1)

ایام عید نوروز است و به رسم نیکوی سر زدن به گذشتگان، امروز سه شنبه سوم فروردین ۱۳۹۵ بعد از ورزش صبحگاهی، سری به مزار شهدای شهر شاهرود زدم، تعدادشان زیاد است و لذا به نظرم رسید تنها چهره ها را از روی عکسی که بر سنگ مزارشان حکاکی شده است، مرورشان کنم، دیدم اغنا نمی شوم و باید به نام ها نیز نگاه کرد، نام ها را که دیدم، محل و تاریخ شهادت شان کنجکاوم کرد و...،

خلاصه گفتم سنگ را با نوشته اش با خود ببرم و موبایل را بیرون کشیدم و شروع به عکس برداری از سنگ مزارشان کردم تا در یک فرصت مناسب خوب نگاه شان کنم، اینجا با عکس ها و نام هایی مواجه می شوی که آشنایند، همسنگرانی که روزی با آنان بودم و ناگهان انفجاری، شلیکی و...، از قافله ی ما جدا شدند و راه خود را پی گرفتند و رفتند، تا ما بمانیم و گرفتار شویم.

ابتدا از سنگ مزار چند تن از آنان که آشناتر بودند عکسی گرفتم، ولی باز با خود گفتم مگر می توان در این بین شان نا آشنایی یافت که همه از یک جبهه و هدف بودیم و لذا به ترتیب و بدون انتخاب از 250 تن از آنان عکس گرفتم؛ حسابی انسان را در تفکر فرو می برند، هزاران پیام دارند، حیفم آمد این سنگ نوشته ها که تاریخ قهرمانان و ایثارگران و جوانان این مرز و بوم است را با شما به اشتراک نگذارم، تا شما هم با توجه به حالتان با آنان ارتباط بگیرید. با کسانی که جان در راه میهن خود فدا کردند و امروز به نظاره اعمال ما نشسته اند.

 برای من که این سرزدن به آنان دردسر ساز شد و شرمسار از نزدشان مرخص شدم و... هر بار که سری به آنان می زنم منقلبم می کنند، انگار سخنان زیادی دارند و از انتظارات شان می گویند، از سن و سال شان، تیره و تبارشان، اهداف شان، دل نگرانی ها شان، طلوع و غروب شان و... چیزهای زیادی برای یادآوری دارند و...

این جنگ و انقلاب را این مردم پیش بردند، وقتی به مزار شهدای آنان در این راه سر می زنی کلکسیونی از نام ها، سن و سال ها، تیره و تبارها، فامیل ها و... می یابی که در نقطه، نقطه ی منطقه ایی به گستردگی یک مرز چند هزار کیلومتری جان باختند تا ذره ایی از این خاک را دشمن نتواند جدا کند و ثروت، مال و ناموس این کشور دوباره به یغما و تاراج دشمن نرود. کافیست از کنار قبرهای آنان کمی با توجه بگذری و به سنگ نوشته قبورشان توجهی کنی هزار نکته در آن نهفته است:

 بر سنگ نوشته برخی از شهدای مزار شهر شاهرود بدین شرح نگاشته اند:

  1. بسیجی شهید فرامرز علی کلباسی متولد 1345 فرزند مهدی که در تاریخ 28/10/1366 که در عملیات بیت المقدس 2 در منطقه  ماووت در نزدیکی های سردشت به شهادت رسید)، قسمتی از وصیت این شهید " امیدوارم خون جاری شده من بتواند تحرکی به جسم کسانیکه هنوز در خواب هستند باشد.  دلم خواهد که در سنگر بمیرم، به زیر سایه رهبر بمیرم، دلم خواهد که بینم قبر مولا، گرفته تربتش در بر بمیرم" 
  2. بسیجی شهید رضا نادری فرزند محمد ولی، متولد 1346، شهادت 5/5/1367 که در کربلای اسلام آباد غرب عملیات مرصاد بدست منافقین کوردل به درجه رفیع شهادت نایل گردید، قسمتی از وصایای شهید: "ای برادر کجا می روی کمی درنگ کن، آیا با کمی گریه وییک فاتحه بر مزار من و امثال من مسئولیتی را که با رفتن خود بر دوش تو گذاشته ایم از یاد خواهی برد؟ یا نه ما نظاره گرخواهیم بود که تو با این مسئولیت سنگین چه خواهی کرد"
  3. دانش آموز بسیجی شهید غلامرضا جلالی، فرزند محمد، ولادت 1348،  شهادت 29/4/1366 که در منطقه عملیاتی بدر (جزیره مجنون به فیض عظمای شهادت نایل آمد و پیکر پاکش پس از 10 سال بخاک سپرده شد. مردان خدا چه با صفا می میرند، جان باخته در راه خدا می میرند، گویی که رسیده حکم آزادی شان، خندان لب و با میل و رضا می میرند.
  4. گروهبان سوم وظیفه شهید سلیمان لطفی فرزند محمد ولادت 1344 شهادت 25/10/1365 که در اصفهان بر اثر بمباران هوایی بعثیون مزدور شهد گوارای شهادت را نوشید، چه خوب است پس از رنج ها و دردها و زجرها معشوقمان الله ما را بخواند و از ما طلب جان کند.
  5. اینجا آرامگاه کسی است که در راه حفاظت از محیط زیست بوسیله غارتگری شرور در ساعت نه و نیم بعد از ظهر مورخ 21 آذرماه سال 1372 سینه اش هدف گلوله قرار گرفت و با افتخار جان داد. شهید غلامرضا سعیدان فرزند علی اصغر، در طول عمر کوتاهش با عزت و غرور خالصانه خدمت کرد.
  6. پاسدار شهید محمدجواد کسائیان فرزند رضا ولادت 1344 شهادت 26/10/1365 که در منطقه عملیاتی شلمچه کربلای 5 به خیل عظیم شهدا پیوست، قسمتی از وصایای شهید: "به راه دین و قرآنم فدا کردم جوانی را، به آگاهی پسندیدم بهشت جاودانی را، بگو بر مادر خوبم شهید هرگز نمی میرد، ره عشق شهادت را از آقایم حسین (ع) گیرد".
  7. سرباز شهید حسین بشیری شاهرودی فرزند احمد ولادت 1346 شهادت 21/4/1367  که در منطقه عملیاتی زبیدات به فیض عظمای شهادت نایل آمد و پیکر مطهرش پس از هشت سال به خاک سپرده شد. شهیدان محرم دانای رازند، مقیم خلوت آن بی نیازند، ز سودایی که با معبود کردند، به دنیا و به عقبی سرفرازند.
  8. بسیجی شهید محمد کاظم عرب، فرزند غلامحسین، ولادت 1346، شهادت 21/10/1365 که در منطقه عملیاتی شلمچه در عملیات کربلای 5 به فیض عظمی شهادت نایل گردید. قسمت از وصایای شهید: "سفارش می کنم شما را به وحدت کلمه و یکپارچگی، و این عزت و شوکت کشورمان را مدیون وجود بلند مرتبه امام خمینی هستیم".
  9. بسیجی شهید خادم الحسین (ع) محمد علی عامریان فرزند محمد اسماعیل شهادت 1339 شهادت 4/10/1365، که در منطقه عملیاتی شلمچه و در عملیات کربلای 5 شهد گوارای شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "ای خدا و ای غفور با توفیقات تو قدم در این راه گذاشتم و لذا امیدوارم توفیق شهادت در راهت را به این حقی عطا فرمایی".
  10.    بسیجی شهید مسعود شهری فرزند علی اکبر، ولادت 1348 شهادت 22/10/1365، که در منطقه عملیاتی شلمچه در عملیات کربلای 5 شهد شیرین شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "همانگونه که مولای مان حسین (ع) برای انجام امر به معروف و نهی از منکر با یزید به قتال پرداخت، من نیز برای انجام همان امر به جبهه آمده ام و شهادت من بسیار کوچکتر از مولایم می باشد".
  11. بسیجی شهید محمد مهدی طالع زاده فرزند حسین، ولادت 1348 شهادت 22/10/1367)، که در منطقه عملیاتی شلمچه در عملیات کربلای 5 به فیض عظمای شهادت نایل آمد. قسمتی از وصایای شهید: "ای امت حزب الله هنوز جنگ در راس تمام مسایل می باشد و شرکت در امر جهاد و جنگ واجب تر از نماز و روزه است"
  12. بسیجی شهید محمد دهقان نژاد، فرزند تقی، ولادت 1348 شهادت 29/2/1365، که در کربلای مهران به درجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "خدایا از ماندنم در رنجم، و در این سختی و بی تابی تنها عشق به اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام و امید به دعای عزیزان موجب برخاستن و ایستادنم می باشد".
  13. بسیجی شهید علی افضلی فرزند محمد ولادت 1344 شهادت 29/2/1365، که درمنطقه عملیاتی مهران به خیل عظیم شهدا پیوست. قسمتی از وصایای شهید: "من که به جبهه ها پا نهادم چیزی نبوده است به غیر از رفع تکلیفی که مرجعم و رهبرم و هدایت کننده ام امام امت بر دوشم گذاشته است".
  14. پاسدا شهید سید علی سید احمدی فرزند سید محمد، ولادت 1341 شهادت 29/2/1365، که در منطقه عملیاتی مهران شهد گوارای شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "وقتی بینش انسان آن محدودهای مادی را می شکند و تا ملکوت اعلی پر می کشد، جان کمترین چیزی است که می توان سر بر آن نهاد".
  15. پاسدار وظیفه شهید رضا کوهی فرزند حسین، ولادت 1343، شهادت 20/9/1365، که درمنطقه عملیاتی جاده خندق (هورالعظیم) به فیض عظمی شهادت نایل آمد. قسمتی از وصایای شهید: "مادر عزیزم امیدوارم که با دعاها و ستایش های خویش قلب من و همه رزمندگان را که در جبهه ها به سر می برند مسرور بگردانی".
  16. سرباز شهید محمد (امیر) حقیقت فرزند علی اصغر، ولادت 1343 شهادت 7/8/1365، که در کربلای باختران به فیض عظمای شهادت نایل آمد. "امام خمینی:  گوارا باد بر این شهیدان لذت انس و همجواری شان با انبیا عظام و اولیا گرام و شهدای صدر اسلام".
  17. بسیجی شهید احمد صادقی فرزند محمد هاشم، ولادت 1345 شهادت 29/2/1365،  که در کربلای مهران به درجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "امیدوارم امت حزب الله همیشه در پر کردن جبهه ها و تقویت آنها کوشا باشد و دست از ولایت فقیه بر ندارد. ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم، گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم".
  18. بسیجی شهید کاظم صالح آبادی فرزند محمد، ولادت 1347 شهادت 29/2/1365 که در کربلای مهران شهد شیرین شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "اینجانب حقیر هدفم از رفتن به جبهه بخاطر رضای خدا و لبیک گفتن به ندای هل من ناصر ینصرنی امام و برای یاری رساندن اسلام عزیز بود و خوشحالم که افتخار پیدا کردم که سرباز روح الله باشم"
  19. جهادگر شهید حاج احمد خوشقدم فرزند محمد ابراهیم، ولادت 1314  شهادت 23/4/1365، که در کربلای کردستان به فیض عظمای شهادت نایل گردید. از وصایای شهید: "خوشا آنانکه به موت اختیاری مردند تا سر چشمه بقا یافتند بی شک سعادت از آن کسانی است که متاع و غرور دنیا فریب شان نداد و سرانجام فرمان حق را بجان خریدند و خونین جامه به حرم خدا شتافتند".
  20. بسیجی شهید محمد رضا بیطاری فرزند علی اکبر،  ولادت ،1343 شهادت 30/3/1367، که در کربلای ماووت عراق شهد گوارای شهادت را نوشید. قسمت از وصایای شهید: "هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیاندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابر قدرتهاست".  
  21. بسیجی شهید مهدی صادقی پور فرزند شعبانعلی، ولادت 1341 شهادت 29/2/1365، که در کربلای مهران شهد گوارای شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "خدایا تو شاهدی که در مسیر عشق تو پا نهادم و اکنون فقط انتظار پیوستن به تو را دارم چون شهادت مرگ نیست بلکه رسالت است".
  22. بسیجی شهید محمد رضا جمعه دوست فرزند محمد ولادت 1338 شهادت 6/4/1365، قسمتی از وصایای شهید: "با دشمنان جمهوری اسلامی باید جنگید چون آنها تاب و تحمل عدل و عدالت حکم قانون اسلام را ندارند".
  23. استوار دوم شهید علی کوثری فرزند محمد اسماعیل ،  ولادت 1342، شهادت 25/3/1365، که در کربلای جزیره مجنون شهد شیرین شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "هدف من از آمدن به جبهه، رضای خدا و یاری رساندن به اسلام و مسلمین است".
  24. بسیجی شهید صفر علی رجبی فرزند حسین، ولادت 1322، شهادت 28/3/1365 که در کربلا جنوب به درجه رفیع شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "خدایا تو شاهد باش که در مسیر تو حرکت کردم واینک فقط پیوستن تو را انتظار دارم چون شهادت مرگ نیست بلکه رسالت است".
  25. بسیجی شهید اسماعیل بهروزی فرزند ابراهیم، ولادت 1348 شهادت 1365 که در کربلای مهران به فیض عظمای شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "این حقیر این راه را آگاهانه انتخاب کردم، این راه راه حسین (ع) است و همانند حسین (ع) وارد جنگ شده و همانند او می جنگیم و همانند او به شهادت می رسیم".
  26. بسیجی شهید عبدالهادی قرغی فرزند اسماعیل، ولادت 1347، شهادت 4/1/1365 در کربلای فاو و عملیات والفجر هشت به فیض عظمای شهادت نایل گردید. گزیده ایی از وصایای شهید: "ای امت اسلام و ای پیروان خط سرخ شهیدان، رمز پیروزی شما بر کافران و منافقین پیوستگی به اسلام عزیز و یکپارچگی و وحدت و اطاعت از مقام مقدس رهبری می باشد".
  27. بسیجی شهید رضاقلی کشاورزیان فرزند اسماعیل، ولادت 1347، شهادت 17/3/1365 که در کربلای "جاده خندق" واقع در هورالعظیم به درجه رفیع شهادت نایل آمد. قسمتی از وصایای شهید: "خواهران و برادران عزیز جهاد نفس یا بهتر بگویم جهاد اکبر را همیشه ادامه دهید که این گفته رسول اکرم ص است و همچنین جنگ را از یاد نبریدکه بگفته امام عزیز باید در راس مسایل قرار گیرد".
  28. پاسدار شهید سلمان اعما بصیر فرزند شهید عزیز مهدی اعما بصیر، متولد 1344، شهادت 22/10/1365 که در کربلای شلمچه شهد گوارای شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "دعا کنید خداوند این شهادت در راهش را قبول نماید و از گناهان این حقیر در گذرد، ای مادر عزیز از من راضی باش و مرا حلال کن و امام را دعا کنید".
  29. بسیجی شهید مهدی اعما بصیر فرزند علی، ولادت 1314، شهادت 7/1/1365 که در کربلای فاو و عملیات والفجر هشت به فیض عظمای شهادت نایل گردید. قسمتی از وصایای شهید: "جبهه یک دانشگاه است، این دانشگاه الهی را خالی نگذارید و بایید و درس بیاموزید که درس آخرت می باشد".
  30. بسیجی شهید هوشنگ طاهری فرزند قدرت الله، ولادت 1347، شهادت 4/1/1365، که در کربلای فاو و عملیات شهد گوارای شهادت را نوشید، گزیده ایی از وصایای شهید: "تنها پیامی که برای امت شهید پرور دارم این است که راه شهدا را ادامه دهند و هیچ وقت امام را تنها نگذارید و بعد از هر نماز و دعا امام را دعا کنید".
  31. پاسدار وظیفه شهید صفرعلی گرزین فرزند ابراهیم، ولادت 1344، شهادت 23/11/1364 که در کربلای فاو و عملیات والفجر هشت شهد شیرین شهادت را نوشید. قسمتی از وصایای شهید: "ای جوانان مبادا که در غفلت بمیرید که علی ع در محراب شهادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین ع در راه حسین ع و با هدف شهید شد".

ادامه دارد...

اگر این خورشید سوزان کمی غافل شود، چی می شه

طبیعت خشک و پوشیده از خاک و سنگ ما، که رنگ خاکی اش خشکی و بی حاصلی را فاش فریاد می زند، چنانچه فرصتی بیابد که نفسی بکشد و باران و نمی به خود ببیند، و این خورشید مسلط و سوزنده بر این خاک هم اگر کمی از استیلای خود غافل شود و فرصتی دهد، انقلابی به سبزی بهار بپا می شود و زمین رویندگان گوناگون خود را بیرون می ریزد و دگرگونی را رقم می زندکه نتوانی باور کنی؛ از لای یک سنگ گُلی به بار می نشیند که در زیبایی و طراوتش در تعجب مانی. پس کاش این شرایط بهاری کمی ادامه یابد، ولی افسوس که این خورشید سوزندگی خود را خواهد گستراند و همه این نرمه رو های زیبا و سبز را خواهد سوزاند و سبزی را به رنگ خاک خواهد کرد، مگر این که از این خورشید سوزنده و بی رحم به نوعی خلاصی یابیم.

این روزها طبیعت انقلابی را تجربه می کند که بهترین نشانه رستاخیز بزرگ هم هست و منکران معاد را بهترین نشانه است که نشان می دهد چگونه برانگیختن انجام خواهد شد، به قول دایی رضا بسطامی (قبلا شرحی از ایشان در نوشته هایم آمده است) روزی خواهد رسید که نوروز ایرانی جهانی خواهد شد انشاالله.  

اینجا عبرتگاهیست، تکان دهنده !

هر بار که سری بهشان بزنی منقلب می شوی، انگار با تو سخن های زیادی دارند و از انتظارات شان با تو می گویند، انگار چیزهای زیادی می خواهند به تو یادآوری کنند و...

امروز بعد از ورزش صبحگاهی، سری به مزار شهدای شاهرود زدم، ولی این سر زدن ها دردسر ساز می شود و شرمسار از نزدشان مرخص می شوی و...

 اینجا با عکس ها و نام هایی مواجه می شوی که آشنایند، همسنگرانی که روزی با آنان بودم و ناگهان از قافله ی ما جدا شدند و راه خود را پی گرفتند و رفتند، تا ما بمانیم و گرفتار شویم.

از جمله :

فرامرز علی کلباسی (متولد 1345 که در تاریخ 28/10/1366 که در عملیات بیت المقدس 2 در منطقه  ماووت در نزدیکی های سردشت به شهادت رسید).

رضا نادری (متولد 1346 که در تنگه چهارزبر باختران در عملیات مرصاد به دست منافقین در تاریخ 5/5/1367 شهید شد).

سلمان اعما بصیر (متولد 1344 که در تاریخ 22/10/1365 در شلمچه نزدیکی شهر خرمشهر به شهادت رسید)

غلامرضا جلالی (متولد 1348 که در جزیره مجنون در منطقه هورالعظیم در تاریخ 29/4/1366 به شهادت رسید).

و...

چهره ها و نام هایی که در حال فراموشی اند، اینجا عبرتگاهیست که انسان را تکان می دهد!

آنهایی که قوانین را به کناری نهاده اند، بد و خوب می کنند، تفسیر به نفع خود می کنند و... و سند این انقلاب و کشور را به نام خود و همپالگی های خود زده اند و بر سر دیگران هر کار که می خواهند می آورند و اصلا هم پاسخگوی اعمال شان نیستند، آیا سری به این شهدا نمی زنند، تا از چهره این جوانان برومند و رشید شرم کنند؟!!

در زمین بِکرِ کودکان شان این گونه کاشتند، که چنین برداشتند

یک نسل قبل در میان ما، پیران قوم را عادتی بود که چون فرزندی خداوند به عددی از فرزندان شان عطا می کرد و در این فرزند کمی قدرت تمیز می دیدند، فورا او را بر زانوان نشانده و به نظم و شعر اصول دین بدو می آموختند و در هر لحظه کودک را به امتحان می کشیدند و تمرین می دادند که : "اصول دین برچند؟" و چون کودک به یاد می آورد و می گفت: "بر پنج" می گفتندش که "حال بشمار" و کودک نیز به همان طریقت که آموخته بود آهنگین شروع به شمارش می کرد که "اول توحید، دوم عدل، سوم نبوت، چهارم امامت و پنجم معاد روز قیامت؛" و جمع نیز با اتمام این شعرواره آهنگین در زبان کودکانه او، به تشویق جمعی اش کوشا بودند و...

آری یک نسل قبل بزرگان این چنین دین را در ذهن و زمین بِکرِ کودکان خود می کاشتند و اصول بدو می آموختند و بر فروع او را عامل می ساختند، تا بزرگ که شد بر سبیل گذشتگان حرکت خود استوار سازد و خود در امر دین آگاه و عامِل باشد و البته از این کلاس های خانگی و مُلایی، انسان هایی بیرون می آمدند که حکمت، شعر، ادب، ضرب المثل، نگارش، دستور و... را در حد اعلی به زبان بسیار شیوایی احاطه داشتند و در حالی که چند کلاس قرآنی بیش نمی آموختند، خود مفسر و مداقه گر در بوستان و گلستان سعدی (ره)، شعر حافظ (ره)، شاهنامه فردوسی (ره) و... که استوانه های ادب فارسی اند می شدند.

 کاری که از لیسانسه های امروز هم حتی نشاید و شاید از رو خوانی اش هم بر نیایند، و اگر جوانی بخواهد بداند که بزرگان ادب فارسی چه گفته اند، امروز باید بزرگان وقت ادب فارسی را فراخوانده تا چنین متونی را بخوانند و به تفسیر کلمات آن یک به یک اقدام نمایند تا به فهم شان در آید.

اما این امر در کلاس مُلایی آن روز مقدور بود و کودکان آن روز ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه ندیده، بر این امر توانا می شدند و مُلای چنین کلاس هایی هم خود فارغ التحصیل جایی نبود جز اینکه تنها سرآمد شاگردان ملایی دیگر که بعد از استاد بر کرسی او می نشست و خرقه ملایی این چنین دست به دست می گشت.

عمق ادبی و نگارش های یک نسل قبل حکایت از احاطه آنان به ادب و نگارش دارد و انسان انگشت به دهان می ماند که چگونه این متون ادبی را فهم می کردند، چه برسد به نگارش آن که خط، خطِ نوشته های شان مملو از آیات، امثال، اشعار و نظم و نثر بود.

حضرت فاطمه زهرا (ص): "عدالت نمودار مرتبه یقین" است

امروز بر سرزمین های اسلامی حُکامی حکومت می کنند که هر کدام خود را مدعی جانشین برحقِ فرستادگان خداوند (ص) دیده و از اعلامش هم هیچ اِبایی ندارند؛ و لذا حکم خود را، حکم خدا؛ منصب خود را، ناشی از خدا؛ و مطیعان خود را، خدمه خداوند و... می دانند و در حقانیتی که برای خود در اِعمال دستورات خود قایلند شاید بتوان گفت که از خود نبی مکرم اسلام (ص) نیز پیشی گرفته و چنان برای خود قایلند که انسان انگشت به دهان می ماند که اینان در خود چه دیده اند که این چنین خود را می انگارند، و این همه برای خود قائلند، در حالی که حتما خود را از دیگران بهتر می شناسند که چه انسان های مملو از خطایی اند و چقدر بی سلاح در مقابل شیطان و...

مثلا همین آقای ابوبکر بغدادی اگر خود را تنها چندی قبل از عهده دار شدن خلافتش؟!! در نظر بگیرد می بیند که واعظی بیش نبود که در دوران مبارزه با صدام هم فرمانده و یا شاخص چنان برجسته ایی نبوده و از او برجسته تر در درجات مبارزه بسیارند و... حال چنان دم از جانشینی اولیا خدا می زند که خود را با پیامبر (ص) اشتباه گرفته است؛ و امثالهم

ولی به نظر می رسد چنین ادعاهایی چندان ملاک مناسبی برای اهل نظر جهت مقایسه همسانی این چنین انسان های پرمدعایی با بزرگان دین نباشد و این تقواست که ملاک مناسب مقایسه هر انسانی با اولیا اوست و بروز این تقوا نیز در عدل است و عدالت در رفتار انسان است که بهترین میزان سنجش همسانی آنان با رهبران اصیل اسلام خواهد بود، که هر چه عدالت در رفتارشان باشد همین نزدیکی آنان را به اولیا خدا تعیین خواهد کرد و این عدالت نیز نه در مورد اطرافیان شان، بلکه در شفقت نسبت به خلق خدا (فارغ از دین و مرام شان، و این آنان را قبول دارند یا ندارند) بروز می یابد.

 این عدل و عدالت نسبت به مردم است که میزان درجه جانشینی را بازگو می کند و نه ادعا و یا علم که علم و ادعا را می توان در توبره هر انسانی یافت و تحصیل آن چندان هم سخت نمی تواند باشد، ولی تحصیل تقوا و عدالت است که زانوان قدرتمندان روزگار را خم می کند. دخت گرامی آخرین پیام آور خدا (که درود خداوند بر او باد) در خطبه ایی که در مسجد النبی (ص) در مدینه منوره و در حضور خلیفه اول بعد از پیامبر جناب ابوبکر و جمع دیگری از حاضران ایراد کردند بر ملاک عدالت پای فشرد "و عدالت را نمودار مرتبه یقین" عنوان داشتند (1).

 اینجاست که می توان گفت هر که را عدالت باشد یقین به خداوند و ساختار خلقش نیز افزون است پس به هر درجه از ایمان و یقین در قلب قدرتمندی موجود باشد به همان میزان عدالت و عدل نیز در رفتارش تبلور خواهد داشت؛ کسی را که در ایمان و یقینش خلل است در رفتارش نیز نقصان در عدل و عدالت خواهند دید. که اکثر خلفای بعد از پیامبر اسلام تنها عدالت را در حق اطرافیان خود اعمال کردند و هر ظلمی را نسبت به خارجین از دایره اطرافیان شان جایز شمرده و روا دیده و به نام اسلام روا داشتند و می دارند.

1-      www.kaleme.com/1394/12/23/klm-239408/ نوشته مرحوم سید جعفر شهیدی تحت عنوان "فاطمه زهرا؛ از بستر بیماری تا ملکوت"